مردمی کردن اقتصاد، بخش نوزدهم

امیرحسین خدائی، پژوهشگر
از میدان مشترک تا کارخانه داخلی
چگونه انرژی میتواند موتور ثروت ملی شود؟
مسئله فقط نفت نیست؛ نحوه استفاده از آن است
ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است. با این حال تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که صرفِ داشتن منابع طبیعی الزاماً به معنای ثروتمند بودن نیست. ثروت زمانی شکل میگیرد که منابع طبیعی وارد چرخه صنعت، فناوری، تولید و تجارت شوند.
اقتصاد جهانی انرژی سالانه میان ۵ تا ۶ هزار میلیارد دلار گردش مالی در حوزه نفت، گاز و فرآوردهها دارد. اگر صنایع پتروشیمی، تجهیزات انرژی، خدمات فنی مهندسی و فناوریهای مرتبط را نیز در نظر بگیریم، اندازه واقعی اقتصاد انرژی جهان به حدود ۸ تا ۱۰ هزار میلیارد دلار در سال میرسد.
در چنین بازاری، کشوری با ذخایر عظیم انرژی مانند ایران میتواند سهم بسیار بزرگی داشته باشد. با این حال واقعیت این است که بخش قابل توجهی از ظرفیت کشور هنوز به دلیل خامفروشی و ناقص بودن زنجیره ارزش فعال نشده است.
میادین مشترک؛ مسابقهای که نباید ببازیم
بیش از بیست میدان نفت و گاز ایران با کشورهای همسایه مشترک است. در چنین میادینی، سرعت توسعه و برداشت اهمیت تعیینکننده دارد. هر کشوری که سریعتر سرمایهگذاری و تولید را آغاز کند، عملاً سهم بیشتری از ذخایر برداشت میکند.
برای مثال اگر یک میدان مشترک ظرفیت تولید روزانه ۳۰۰ هزار بشکه نفت داشته باشد و قیمت متوسط نفت ۷۵ دلار در نظر گرفته شود، درآمد سالانه آن حدود ۸ میلیارد دلار خواهد بود.
اما اگر همین نفت به جای صادرات خام وارد واحدهای پالایشی و پتروپالایشی شود، ارزش نهایی محصولات میتواند به حدود ۱۲ تا ۱۵ میلیارد دلار در سال برسد.
بنابراین توسعه میادین مشترک همراه با تکمیل زنجیره ارزش میتواند یکی از مهمترین منابع افزایش درآمد ملی باشد.
گاز مایع؛ گنجی که کمتر درباره آن صحبت میشود
بازار جهانی گاز مایع سالانه حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار ارزش دارد. میزان تجارت دریایی آن از ۱۲۰ میلیون تن در سال عبور کرده و کشورهای آسیایی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی بزرگترین مصرفکنندگان آن هستند.
ایران به دلیل داشتن ذخایر عظیم گاز طبیعی و موقعیت جغرافیایی مناسب در نزدیکی این بازارها میتواند سهم قابل توجهی از این تجارت داشته باشد.
اگر صادرات گاز مایع ایران به ۲۰ میلیون تن در سال برسد و قیمت متوسط هر تن حدود ۵۰۰ دلار باشد، درآمد سالانه حدود ۱۰ میلیارد دلار ایجاد میشود.
اما اگر همین گاز در داخل کشور به محصولات پتروشیمی تبدیل شود، ارزش آن میتواند به حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار در سال برسد. این همان مفهوم ساده اما مهم «تکمیل زنجیره ارزش» است.
خامفروشی یا تولید ثروت؟
اگر روزانه دو میلیون بشکه نفت خام صادر شود و قیمت هر بشکه ۷۵ دلار باشد، درآمد سالانه حدود ۵۵ میلیارد دلار خواهد بود.
اما اگر همین نفت به فرآوردههای نفتی، مواد پتروشیمی و محصولات صنعتی تبدیل شود، ظرفیت درآمدی میتواند به حدود ۹۰ تا ۱۱۰ میلیارد دلار در سال برسد.
یعنی سالانه ۴۰ تا ۵۰ میلیارد دلار تفاوت، تنها به دلیل نوع نگاه به زنجیره ارزش.
کشورهایی مانند نروژ نشان دادهاند که منابع طبیعی زمانی به رفاه پایدار تبدیل میشوند که کشور صادرکننده فناوری، تجهیزات و محصولات صنعتی باشد نه صرفاً صادرکننده ماده خام.
صنعت تجهیزات انرژی؛ صنعتی که کمتر دیده شده است
یکی از بزرگترین بخشهای اقتصاد انرژی در جهان مربوط به ساخت تجهیزات و ارائه خدمات فنی مهندسی است.
بازار جهانی تجهیزات نفت، گاز و پتروشیمی سالانه بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار گردش مالی دارد. این صنعت شامل طیف گستردهای از تجهیزات میشود که بسیاری از آنها در ایران قابلیت تولید دارند.
نمونههایی از مهمترین تجهیزات این صنعت عبارتاند از:
- تجهیزات حفاری مانند دکلهای حفاری، موتورهای حفاری، متهها و سیستمهای کنترل حفاری
- تجهیزات سرچاهی شامل شیرآلات فشار بالا، درختهای سرچاهی، خطوط انتقال و اتصالات صنعتی
- تجهیزات پالایشی و پتروشیمی مانند برجهای تقطیر، مبدلهای حرارتی، راکتورها و کورههای صنعتی
- ماشینآلات دوار شامل کمپرسورها، پمپهای صنعتی، توربینها و ژنراتورها
- سیستمهای کنترل و ابزار دقیق مانند حسگرها، سامانههای کنترل هوشمند و نرمافزارهای مدیریت فرایند
- مخازن ذخیرهسازی نفت، گاز و فرآوردههای شیمیایی
خطوط لوله انتقال نفت و گاز
اگر صنعت نفت ایران با ظرفیت کامل فعال شود، حجم سرمایهگذاری سالانه آن میتواند به حدود ۴۰ تا ۶۰ میلیارد دلار برسد. در چنین شرایطی اگر حتی ۶۰ درصد تجهیزات مورد نیاز در داخل تولید شود، بازار داخلی حدود ۳۰ تا ۳۵ میلیارد دلار در سال برای تولیدکنندگان ایرانی ایجاد خواهد شد.
بومیسازی تجهیزات انرژی؛ یک مسیر عملی
بومیسازی تجهیزات به معنای تولید همه چیز در داخل نیست، بلکه به معنای ایجاد توان طراحی، ساخت و نگهداری در داخل کشور است.
تجربه صنایع دفاعی ایران نشان داده است که با سه اقدام اساسی میتوان به این هدف نزدیک شد:
سرمایهگذاری مداوم در پژوهش و توسعه
همکاری واقعی میان دانشگاهها و صنایع
حمایت هدفمند از شرکتهای دانشبنیان
در بسیاری از کشورها نیز همین مسیر طی شده است.
- نروژ با ایجاد شبکهای از شرکتهای خدمات نفتی داخلی توانست بخش بزرگی از تجهیزات مورد نیاز خود را بومی کند.
- کره جنوبی با تمرکز بر صنایع کشتیسازی و سازههای دریایی به یکی از تأمینکنندگان بزرگ تجهیزات انرژی تبدیل شد.
- چین نیز با سیاست «انتقال فناوری همراه با تولید داخلی» توانست بخش بزرگی از صنعت تجهیزات انرژی را در داخل توسعه دهد.
الگوی مشترک همه این کشورها ساده است:
پروژههای بزرگ انرژی به موتور رشد صنایع داخلی تبدیل شدهاند.
اهمیت سرمایهگذاری در زیرساختهای ذخیرهسازی
یکی از بخشهای مهم اما کمتر دیده شده در اقتصاد انرژی، سرمایهگذاری در انواع مخازن ذخیرهسازی است.
مخازن ذخیرهسازی نقش بسیار مهمی در تجارت انرژی دارند زیرا امکان مدیریت عرضه و تقاضا، تنظیم صادرات و ذخیرهسازی استراتژیک را فراهم میکنند.
انواع مهم مخازن شامل موارد زیر هستند:
- مخازن ذخیره نفت خام
- مخازن ذخیره فرآوردههای نفتی
- مخازن ذخیره گاز مایع
- مخازن پتروشیمی
- مخازن زیرزمینی ذخیره گاز طبیعی
کشورهایی که زیرساخت ذخیرهسازی قوی دارند، میتوانند در زمان کاهش قیمت نفت خرید و ذخیرهسازی انجام دهند و در زمان افزایش قیمت آن را به بازار عرضه کنند.
این موضوع عملاً امکان نوعی «مدیریت تجاری بازار انرژی» را فراهم میکند.
تحلیل اقتصادی سرمایهگذاری در مخازن
ساخت یک مجموعه مخازن ذخیره نفت با ظرفیت حدود ۱۰ میلیون بشکه بسته به فناوری و موقعیت جغرافیایی ممکن است بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار هزینه داشته باشد.
اما این سرمایهگذاری چند مزیت اقتصادی مهم دارد:
افزایش انعطاف در صادرات نفت
امکان خرید و فروش در زمان مناسب بازار
کاهش هزینههای توقف تولید
تقویت تجارت منطقهای انرژی
در بسیاری از پروژههای ذخیرهسازی نفت در جهان، دوره بازگشت سرمایه بین ۴ تا ۷ سال برآورد میشود که در مقایسه با بسیاری از پروژههای صنعتی بسیار مناسب است.
علاوه بر آن، این مخازن میتوانند به مراکز تجاری انرژی تبدیل شوند و درآمدهای جانبی قابل توجهی ایجاد کنند.
مردمیسازی اقتصاد انرژی
حجم نقدینگی در اقتصاد ایران بسیار قابل توجه است. اگر تنها بخشی از این سرمایه به سمت پروژههای مولد انرژی هدایت شود، میتواند موتور رشد اقتصادی کشور شود.
مردمیسازی اقتصاد انرژی میتواند از طریق ابزارهای مختلفی انجام شود:
- صندوقهای سرمایهگذاری پروژه
- مشارکت عمومی در طرحهای پتروپالایشی
- سرمایهگذاری شرکتهای خصوصی در صنعت تجهیزات
- ایجاد تعاونیهای تخصصی مهندسی
در چنین مدلی، دولت نقش سیاستگذار و تسهیلگر را بر عهده دارد و مردم و بخش خصوصی به بازیگران اصلی اقتصاد تبدیل میشوند.
روایت یک فرصت بزرگ
اگر واقعبینانه نگاه کنیم، ایران سه مزیت بزرگ دارد:
منابع عظیم انرژی
بازارهای منطقهای بزرگ
نیروی انسانی تحصیلکرده
اگر این سه عامل به یکدیگر متصل شوند، نتیجه آن میتواند شکلگیری یک اقتصاد صنعتی قدرتمند باشد.
پرسش اساسی این است که آیا میخواهیم همچنان صادرکننده ماده خام باشیم یا به صادرکننده فناوری، تجهیزات و محصولات صنعتی تبدیل شویم.
نتیجهگیری؛ انتخابی که آینده را میسازد
اقتصاد انرژی ایران در نقطهای قرار دارد که میتواند مسیر تازهای را آغاز کند. توسعه سریع میادین مشترک، تکمیل زنجیره ارزش، گسترش تجارت گاز مایع، بومیسازی تجهیزات انرژی و توسعه زیرساختهای ذخیرهسازی، ستونهای اصلی این تحول هستند.
اگر این مسیر با برنامهریزی دقیق، شفافیت اقتصادی و مشارکت واقعی مردم دنبال شود، میتوان سالانه دهها میلیارد دلار به درآمد ملی افزود، صدها هزار شغل پایدار ایجاد کرد و وابستگی به واردات تجهیزات را کاهش داد.
اقتصاد منابع زمانی به اقتصاد ثروت تبدیل میشود که منابع طبیعی به صنعت، دانش و تولید متصل شوند. مسئله امروز ما کمبود منابع نیست؛ مسئله نحوه استفاده از این ظرفیت بزرگ است.
آینده اقتصاد انرژی کشور، بیش از هر چیز، به همین انتخاب وابسته است.




