مردمی کردن اقتصاد، بخش بیست ویکم

امیرحسین خدائی، پژوهشگر
معماری مردم بنیاد اقتصاد نفت، تکمیل زنجیره ارزش و مشارکت شفاف سرمایههای خرد
نفت فقط درآمد دولت نیست، میتواند دارایی مردم باشد
نفت و گاز در ایران، سالها بیشتر بهعنوان منبع درآمد دولت شناخته شدهاند؛ درآمدی که وارد بودجه میشود، بخشی از هزینههای کشور را پوشش میدهد و مردم معمولاً تنها اثر غیرمستقیم آن را در زندگی خود احساس میکنند. اما پرسش اصلی این است: آیا میتوان نفت را از یک منبع بودجهای دولتی، به یک دارایی مولد برای خانوار ایرانی تبدیل کرد؟
پاسخ این یادداشت روشن است: بله، اگر معماری آن درست طراحی شود.
مردمیسازی اقتصاد نفت به معنای تقسیم خام درآمد نفتی یا توزیع پول بدون پشتوانه نیست. معنای درست آن این است که مردم بتوانند، با سرمایههای خرد و در قالب سازوکارهای شفاف، در پروژههای واقعی زنجیره نفت و گاز مشارکت کنند؛ از پالایش و پتروشیمی گرفته تا بهینهسازی مصرف انرژی، تولید محصولات پاییندستی، بازیافت ضایعات، خدمات فنی، صنایع محلی و پروژههای کوچک منطقهای.
در چنین مدلی، نفت دیگر فقط منبع زیرزمینی نیست؛ بلکه به موتور توسعه، اشتغال، عدالت اقتصادی، شفافیت، مالکیت مردمی و استقلال مالی تدریجی خانوارهای کمبرخوردار تبدیل میشود.
چرا این ایده مهم است؟
اقتصاد نفتی ایران تا زمانی که بر خامفروشی و تمرکز درآمد در دولت متکی باشد، با چند آسیب جدی روبهرو میماند:
- مردم سهم مستقیم و ملموسی از ثروت ملی ندارند؛
- سرمایههای خرد جامعه به سمت بازارهای غیرمولد میرود؛
- مناطق نفتخیز الزاماً به اندازه سهم خود از تولید، توسعه و اشتغال دریافت نمیکنند؛
- زنجیره ارزش نفت و گاز کامل نمیشود؛
- خامفروشی، جایگزین تولید محصولات با ارزش افزوده بالا میماند؛
- دهکهای کمبرخوردار و مددجویان نهادهای حمایتی، بیشتر دریافتکننده کمکهای مصرفی باقی میمانند تا مالک داراییهای مولد؛
- اعتماد عمومی نسبت به پروژههای بزرگ اقتصادی کاهش مییابد؛
- نبود شفافیت در تخصیص خوراک، فروش محصول، اعطای مجوزها و حمایتها، زمینه رانت و تبعیض را افزایش میدهد.
در مقابل، اگر مردم در قالب صندوقها، اوراق خرد، شرکتهای پروژه، بازارهای شفاف، بورس کالا و انرژی، سامانههای گزارشدهی برخط و نظامهای نظارت چندلایه وارد این زنجیره شوند، نفت میتواند از یک دارایی ملیِ دور از دسترس، به یک دارایی خانوادگی، منطقهای، شفاف و مولد تبدیل شود.
الگوهای موفق قابل فهم برای مردم؛ دنیا چه کرده است؟
مردمیسازی ثروتهای ملی و تبدیل منابع طبیعی به دارایی عمومی، در جهان تجربههای قابل توجهی دارد. البته هیچ الگویی را نمیتوان عیناً کپی کرد، اما میتوان از منطق موفق آنها استفاده کرد.
۱. نروژ؛ صندوق ثروت ملی برای نسلها
نروژ یکی از شناختهشدهترین نمونهها در مدیریت درآمد نفت است. این کشور درآمدهای نفتی را صرف هزینههای روزمره نکرد، بلکه بخش بزرگی از آن را وارد صندوقی کرد که امروز یکی از بزرگترین صندوقهای ثروت ملی جهان است. دارایی این صندوق از مرز هزار میلیارد دلار عبور کرده و برای نسلهای آینده مردم نروژ سرمایهگذاری میشود.
درس نروژ برای ایران این است که نفت نباید فقط خرج امروز شود؛ باید به دارایی بلندمدت مردم و نسلهای آینده تبدیل شود.
۲. آلاسکا؛ پرداخت سهم مستقیم از درآمد منابع طبیعی
در ایالت آلاسکا، بخشی از درآمد منابع طبیعی در صندوقی ذخیره میشود و مردم بهصورت سالانه از سود آن سهم دریافت میکنند. این مدل به مردم نشان میدهد که منابع طبیعی فقط متعلق به دولت نیست، بلکه جامعه نیز باید سهم قابل مشاهدهای از آن داشته باشد.
درس آلاسکا این است که وقتی مردم سهم واقعی و شفاف ببینند، اعتماد عمومی به مدیریت منابع ملی افزایش مییابد.
۳. عربستان؛ آرامکو و حرکت به سمت زنجیره ارزش
شرکت آرامکو فقط صادرکننده نفت خام نیست؛ این شرکت با سرمایهگذاری در پالایشگاهها، پتروشیمی، فناوری و بازارهای جهانی، تلاش کرده ارزش افزوده نفت را افزایش دهد. عرضه بخشی از سهام آرامکو نیز نشان داد که حتی شرکتهای بزرگ نفتی میتوانند به شکل کنترلشده وارد بازار سرمایه شوند و مردم و سرمایهگذاران در مالکیت آن مشارکت کنند.
درس این تجربه آن است که ارزش واقعی نفت، فقط در استخراج نیست؛ در پالایش، پتروشیمی، محصولات نهایی، فناوری و بازار جهانی است.
۴. کره جنوبی؛ بدون نفت، اما با زنجیره ارزش
کره جنوبی منابع نفتی بزرگی ندارد، اما با اتکا به صنعت، فناوری، آموزش و صادرات، توانست از کشوری کمدرآمد به اقتصادی پیشرفته تبدیل شود. کره نفت را خام نمیفروشد، بلکه با واردات مواد خام و تبدیل آن به محصول صنعتی، ارزش افزوده خلق میکند.
درس کره جنوبی برای ایران بسیار مهم است: کشوری که نفت ندارد توانسته با صنعت و فناوری ثروت بسازد؛ پس کشوری که نفت، گا ز، نیروی انسانی و بازار منطقهای دارد، اگر زنجیره ارزش را کامل کند، ظرفیت بسیار بزرگتری خواهد داشت.
۵. مالزی؛ پیوند منابع، صنعت و توسعه محلی
مالزی در حوزههایی مانند انرژی، نخل، صنایع تبدیلی و سرمایهگذاریهای دولتی ـ مردمی، تلاش کرده منابع طبیعی را به زنجیره تولید و صادرات متصل کند. تمرکز این کشور بر ایجاد شرکتهای ملی توانمند، تربیت نیروی انسانی و توسعه صنایع مرتبط بوده است.
درس مالزی این است که منابع طبیعی زمانی به رفاه عمومی تبدیل میشوند که با صنعت، آموزش، صادرات، مشارکت اجتماعی و توسعه محلی همراه شوند.




