مردمی کردن اقتصاد، بخش بیستم

امیرحسین خدائی، پژوهشگر
از خامفروشی نفت و مشتقات نفتی تا مالکیت مردم در زنجیره ارزش
اقتصاد نفتی ایران در یک قرن گذشته هم فرصت بزرگ کشور بوده و هم یکی از گرههای اصلی توسعهنیافتگی اقتصادی. نفت برای ایران درآمد آورده، زیرساخت ساخته، دولتها را اداره کرده و در دورههایی کشور را از تنگناهای مالی عبور داده است؛ اما همین نفت، وقتی در چارچوب خامفروشی، بودجهمحوری و تصمیمگیری متمرکز باقی مانده، نتوانسته آنگونه که باید به دارایی پایدار مردم تبدیل شود.
مسئله اصلی این نیست که ایران نفت دارد؛ مسئله این است که مردم چه نسبتی با این ثروت ملی دارند. در الگوی رایج، دولت استخراج میکند، دولت میفروشد، درآمد وارد بودجه میشود و بعد بخشی از آن در قالب یارانه، حقوق، طرح عمرانی یا هزینه جاری به جامعه بازمیگردد. در این چرخه، مردم بیشتر مصرفکننده یا دریافتکنندهاند، نه مالک و شریک تولید. آنها معمولاً در حاشیه اقتصاد نفتی ایستادهاند؛ در حالی که نفت، اگر درست مدیریت شود، میتواند مردم را به متن تولید، مالکیت و ثروتآفرینی وارد کند.
مردمیکردن اقتصاد نفت یعنی همین تغییر رابطه. یعنی نفت از یک منبع درآمد دولتی، به دارایی مولد ملی تبدیل شود؛ دارایی هایی که مردم بتوانند در بخشهایی از زنجیره آن سهم، نظارت و منفعت واقعی داشته باشند. این سخن به معنای واگذاری بیقاعده منابع نفتی یا سپردن پروژههای حساس به دست بازار بینظم نیست. برعکس، به معنای طراحی دقیق یک مسیر است؛ مسیری که در آن دولت تنظیمگر و ضامن قواعد باشد، دانشگاه پشتوانه علمی و فناورانه شود، نهادهای مالی و تعاونی سرمایههای خرد را سازمان دهند و مردم بهتدریج و با اطمینان، وارد مالکیت بخشهایی از زنجیره ارزش نفت، گاز و مشتقات نفتی شوند.
مردم از نفت سهم واقعی میخواهند، نه فقط یارانه مصرفی
وقتی گفته میشود نفت ثروت ملی است، باید پرسید سهم خانواده ایرانی از این ثروت چیست. آیا سهم مردم فقط ارزانتر بودن انرژی است؟ آیا فقط یارانه نقدی یا کالابرگ مصرفی است؟ آیا فقط اشتغال محدود در برخی مناطق نفتخیز است؟ این شکل از سهمبری، هرچند در دورههایی لازم بوده، اما پایدار و ثروتساز نیست.
یارانه مصرفی خرج میشود و تمام میشود. درآمد نفتی با نوسان بازار جهانی بالا و پایین میرود. بودجه دولت همچنان به نفت وابسته میماند و مردم همچنان در جایگاه مصرفکننده باقی میمانند. در چنین وضعی، نفت به جای آنکه پایه داراییسازی ملی باشد، به منبعی برای توزیع کوتاهمدت درآمد تبدیل میشود.
راه درست آن است که بخشی از منافع نفتی به مالکیت مولد مردم تبدیل شود. خانوار ایرانی باید بتواند بداند سهمی از سرمایه او، هرچند کوچک، در یک پروژه مشخص پاییندستی، پتروپالایشگاهی، پتروشیمی، فرآوری، ذخیرهسازی، حملونقل انرژی یا تولید مشتقات نفتی قرار گرفته و از محل آن سود شفاف و قابل پیگیری دریافت میکند. در این صورت، مردم فقط دریافتکننده کمک نیستند؛ مالک بخشی از دارایی مولد کشور میشوند.
تکمیل زنجیره ارزش؛ راه عبور از خامفروشی
خامفروشی یکی از ضعفهای دیرینه اقتصاد نفتی ایران است. خامفروشی یعنی ماده خام با ارزش افزوده پایین صادر شود و ارزش واقعی آن در جایی دیگر، در فرآوری، فناوری، بستهبندی، تولید محصول نهایی و تجارت جهانی شکل بگیرد. نتیجه چنین وضعی روشن است: ثروت اصلی، اشتغال صنعتی، فناوری و قدرت چانهزنی اقتصادی در بیرون از مرزها ساخته میشود، نه در داخل کشور.
زنجیره ارزش نفت و گاز نباید در استخراج متوقف شود. نفت خام و گاز طبیعی میتوانند به دهها محصول ارزشمندتر تبدیل شوند؛ از LPG، میعانات، قیر، روغنها و فرآوردههای پالایشی تا خوراک پتروشیمی، مواد شیمیایی پایه، پلیمرها، کودهای شیمیایی، رزینها، الیاف مصنوعی، مواد بستهبندی، قطعات صنعتی و محصولات مورد نیاز در کشاورزی، ساختمان، خودرو، نساجی و حتی پزشکی.
هر حلقهای که به این زنجیره اضافه شود، یعنی ارزش افزوده بیشتر، اشتغال بیشتر، صادرات بهتر و وابستگی کمتر به فروش خام. به همین دلیل، مردمیکردن اقتصاد نفت باید به تکمیل زنجیره ارزش گره بخورد. مردم نباید فقط در درآمد حاصل از فروش خام نفت سهیم شوند؛ باید در ثروتی که از فرآوری و تبدیل نفت به محصولات متنوع ایجاد میشود، سهم داشته باشند.
در واقع، اگر مردم در زنجیره ارزش شریک شوند، مطالبه عمومی نیز تغییر میکند. مردم دیگر فقط خواهان توزیع پول نفت نخواهند بود، بلکه خواهان تکمیل پروژهها، افزایش بهرهوری، صادرات محصول و سودآوری شفاف خواهند شد. این همان نقطهای است که جامعه از مصرف درآمد نفت، به تولید ثروت از نفت حرکت میکند.




