لزوم ارتقای پیوندهای ریلی و پایانهای ایران و ترکیه؛ دریچهای به مدیترانه، اروپا و آیندهای امن و پایدار

امیرحسین خدائی، پژوهشگر
جنگ لجستیک
مسیرهای ترانزیتی نه فقط شاهراههای اقتصادی، بلکه زیرساختهای ژئوپلیتیکی نظم جهانیاند. در این میان، ایران و ترکیه بهعنوان دو کشور مهم غرب آسیا، در نقطه تلاقی آسیای مرکزی، قفقاز، خلیجفارس، مدیترانه و اروپا، ظرفیت بینظیری برای شکلدهی به آینده تجارت و امنیت منطقه دارند.
یکی از حلقههای مفقوده در این مسیر، عدم اتصال مؤثر، چندگانه و منسجم پایانههای مرزی ایران و ترکیه به شبکه ریلی دو کشور و فراتر از آن به شبکه ترانزیتی آسیا-اروپا است. امروز، ضرورت توسعه و ارتقاء پایانههای مرزی ریلی مشترک ایران و ترکیه، از منظر اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و ژئوپلیتیکی بیش از هر زمان دیگری مطرح است.
از مرزهای خاکی تا افقهای مشترک : اتصال به دریای مدیترانه و اروپا
اتصال ریلی ایران و ترکیه، دسترسی مستقیم ایران به بنادر مدیترانهای در ترکیه (مانند مرسین و اسکندرون) را ممکن میسازد و اتصال به بازارهای اروپایی، قفقازی و حوزه دریای سیاه خواهد بود. این اتصال همچنین میتواند مسیر مکمل کریدور شمال-جنوب و شرقی-غربی باشد که جمهوری اسلامی ایران برای آن سرمایهگذاری راهبردی کرده است.
در مقابل، ترکیه نیز از طریق اتصال به پایانههای شرقی ایران، میتواند به بازارهای افغانستان، پاکستان، آسیای مرکزی، خلیجفارس و اقیانوس هند دسترسی مستقیم و مقرونبهصرفه پیدا کند؛ یک راهبرد برد-برد با بنیانی اقتصادی و افقی امنیتی.
از تجارت کلان تا اقتصاد مردمپایه مرزی
اتصال پایانههای مرزی مانند رازی–کاپیکوی، سرو–اسندره، بازرگان–گوربلاغ و تمرچین–حبیبالله، ظرفیت بالایی برای:
توسعه تجارت خرد و بازارچههای مرزی،
کاهش قاچاق با جایگزینی تجارت رسمی،
رونق گردشگری مذهبی، طبیعی، ادبی و درمانی،
و ایجاد اشتغال پایدار در مناطق مرزی فراهم میآورد. این امر موجب ارتقاء حکمرانی اقتصادی مردمی و حرکت از تمرکزگرایی به توسعه متوازن میشود.
امنیت، نه از راه زور، که از راه منافع مشترک
تجربه جهانی نشان داده است که اتصال اقتصادها، بهترین سپر امنیتی در برابر تنشها و بیثباتیهای مرزی و فرامنطقهای است. هرچه دو کشور در حوزههای زیرساخت، ترانزیت، تجارت، انرژی و گردشگری بههم گره بخورند، زمینه برای ایجاد مصونیت امنیتی از مسیر وابستگی متقابل اقتصادی و فرهنگی فراهمتر خواهد بود. این اتصال پایدار، مانع مداخله بازیگران سوم در مرزهای ایران و ترکیه خواهد شد.
ایران ـ ترکیه؛ حلقه پیوند شرق و غرب
این اتصال، ایران را در جایگاهی قرار میدهد که میتواند نهتنها کالاهای آسیای مرکزی، قفقاز، افغانستان و پاکستان را به مدیترانه و اروپا ترانزیت کند، بلکه خودش نیز به هاب ترانزیتی اوراسیا بدل شود. ترکیه نیز میتواند با استفاده از این اتصال، نقش دروازه ورود به آسیا را برای اروپا ایفا کند. چنین گرهخوردگیای، نه صرفاً همکاری دوجانبه، بلکه همافزایی در معماری جدید نظم حملونقل جهانی است.
تحلیل روابط بینالملل : نگاهی چندبُعدی به یک پروژه
از منظر مطالعات استراتژیک و روابط بینالملل، توسعه این کریدور در راستای:
تغییر جایگاه ژئوپلیتیکی ایران از «مسیر حذفشده» به «مسیر اجتنابناپذیر»؛
تقویت دیپلماسی اقتصادی ایران و ترکیه در برابر فشارهای تحریمی و منطقهای؛
ایجاد مکانیسمهای همکاری چندجانبه (در قالب اکو، سازمان شانگهای، BRI، اتحادیه اوراسیا و…)؛
و گسترش همگرایی منطقهای بر اساس منافع عینی و ملموس، تحققیافتنی است.
پیشنهادات عملیاتی :
توسعه چند پایانه مرزی ریلی و چندمنظوره برای توزیع بار ترافیکی و افزایش انعطافپذیری ترانزیتی؛
تشکیل کمیته مشترک ایران و ترکیه برای پیگیری فنی، اقتصادی، رسانهای و امنیتی پروژهها؛
جذب سرمایهگذاری مشترک داخلی و خارجی (ترکیه، چین، هند، کشورهای آسیای مرکزی، و سرمایهگذاران بخش خصوصی)؛
رونق بازارچههای مرزی با مدل حکمرانی مردمی برای جلب مشارکت ساکنان مناطق مرزی؛
طراحی پروتکلهای امنیتی مشترک برای حفاظت از مسیرهای ترانزیتی و جلوگیری از اخلالهای احتمالی؛
استفاده از ابزارهای نوین مدیریت داده، بلاکچین و حملونقل هوشمند برای تسریع فرآیندهای گمرکی و مرزی؛
برنامهریزی جهت گردشگری مرزی، درمانی، مذهبی و فرهنگی در قالب بستههای چندجانبه.
نتیجهگیری:موقعیتی راهبردی برای تبدیل مرز به فرصت
در جهانی که لجستیک بهمثابه نقطه قوت سیاست خارجی نوین عمل میکند، اتصال ریلی ایران و ترکیه فراتر از یک پروژه اقتصادی است. این مسیر، بخشی از معماری آینده نظم منطقهای غرب آسیا است. آیندهای که نه بر مبنای رقابت نظامی، بلکه بر پایه همافزایی اقتصادی،امنیت مشارکتی و همزیستی تمدنی استوار خواهد بود.




