مشکلات مدل سازمانی پلیس معاصر

دکتر غلامحسین بیابانی دبیر انجمن توسعه مطالعات علوم و نوآوری کارآگاهی ایران
قبل از اینکه به موضوع مدیران پلیس در آینده بپردازیم، لازم است که ببینیم چه رویدادهایی در گذشته، واقعیت معاصر را ساخته اند؟ یکی از مسایلی که از دیرباز شروع شده و امروزه باعث بروز مشکلات کنونی در بسیاری از سازمانها از جمله پلیس شده، نظام بروکراسی یا همان دیوان سالاری و کاغذبازی است.
متاسفانه تا همین چندی پیش پلیس بر روال سنتی باقی مانده بود. درحالیکه بروکراسی ها در اصل برای کمک به افزایش منافع مشاغل خصوصی و به عنوان کنترل کننده و تنظیم کننده عملیات مربوط به کارمندان و امور داخلی آن سازمان بوجود آمدند. ایده بروکراسی بر پایه عقل گرایی بنا شده و از دهه 1880 شروع شده وتا اواسط قرن بیستم ادامه یافت. مسئولین پلیسی که در حال پیشرفت بود، بدنبال ساختارهای منطقی و بروکراتیک بودند.
واکر معتقد است ،حرکت حرفه ای گرایانه در پاسخ به یک دوره حکمرانی مستبدانه، فساد و ناکارآمدی در دولت آمریکا ، به ویژه درسطح شهری آغاز شد. اصطلاحات اجتماعی به عنوان راههای جدیدی درنظر گرفته می شد برای برقراری سرویسهای دولتی به منظور اطمینان از این موضوع که تمامی شهروندان در مقابل دلارهایی که به عنوان مالیات می پردازند، از حقوق قانونی یکسانی بهره ببرند. رهبران پلیس در حال پیشرفت در این دوره معتقد بودند بروکراسی، کنترل مورد نیاز برای حذف فساد و نفوذ سیاسی بیش ازحدی که بر عملکرد پلیس احاطه داشته باشد ، فراهم خواهد کرد و افسران و ادارات پلیس را نیز از این آسیب ها دور خواهد داشت و پایش برعملکرد آنها را نیز تسهیل خواهد کرد.
تحقیقات بارکر[1] در مورد استرس کارکنان پلیس لس آنجلس آمریکا با شواهد بسیار نشان داد که، افسران پلیس این کشور از استرسی که سازمانشان به آنها وارد می آورد بیشتر رنج می برند تا استرس و مشکلات ناشی از شغل خطرناکشان، زیراکه بروکراسیها اصولاً نیازها، انگیزه های کارکنان را نادیده گرفته وباعث نارضایتی ایشان می گردند.
سازمان سنتی پلیس البته اگر به صورت صحیح مدیریت شود، کارآمدی های ذاتی خود را نیز دارد و در واقع مشکلات زمانی بوجود می آیند که اطاعت کورکورانه و برده وار از اصول آرمانی انجام شود و این مسئله است که از کارآمدی جلوگیری میکند. مسئله دیگری که می تواند مفید واقع شود، کنترل و پایش پلیس توسط غیر نظامیان است و این مسئله یکی از فرضیات پایه ای دموکراسی است. متاسفانه این کنترل از طرفی نیز میتواند فرصت لازم برای سوء استفاده از قدرت و ایجاد اخلال در ماموریت پلیس را نیز فراهم کند.
اما به طور کلی مدل عملیاتی فعلی برای پلیسهای همچون آگاهی و کشف جرایم برای رسیدگی به مطالبات فزایندهای است که از آن انتظار میرود. به نظر میرسد که این مدل نمیتواند به رشد مورد انتظار در سالهای پیش رو برسد:
- جرائم سازمانیافته و جدی به سرعت در حال رشد هستند و به طور فزایندهای به جرائم در سطح ملی و بینالمللی مبدل میشوند.
- میزان حقیقی برخی از انواع جرائم در گزارشها به پلیس بازتاب داده نشده است ولی زمانی که گزارشها بیشتر شود، مطالبات هم بیشتر میشود.
افزایش با شتاب مطالبات توسط روندهای اساسی اجتماعی، سیاسی و محیطی هدایت میشوند:
- افزایش جرائم منتج از مشکلات اجتماعی ـ سومصرف مواد مخدر.
- تغییرات جمعیتشناسی ـ افزایش گوناگونی جمعیت و تراکم جمعیت متمرکز در حاشیه شهریهای بزرگ.
- تغییر ارزشهای اجتماعی و انتظارات ـ تنوع فرهنگی بیشتر، تغییر ارتباطات اجتماعی و افزایش انتظارها از مقامات دولتی.
- تغییرات سریع فناوری ـ امکان انجام جرائم به روشهای جدید و انواع جدیدی از جرائم؛ پلیس تلاش میکند تا پا به پای شبکههای مجرمین حرکت کند.
- امور مالی دولتی و اقتصاد ـ دوره بیست ساله گذشته با رشد اقتصادی بالا به پایان رسیده است؛ رشد اقتصادی کمتر و درآمد مالیاتی کمتر در طول دهه پیشرو تقریبا قطعی است.
- تغییر محیط فیزیکی ـ مقیاس، دفعات و شدت حوادث در حال افزایش است.
[1] – Barker


