یادداشت

توسعه هوش مصنوعی در حوزه آموزش

گروه تحقیق و پژوهش دفتر تحریریه

درآمد

علم روانشناسی نه تنها باید به انسان­ها در درک ماهیت انسانی خود کمک کند، بلکه باید در امور عملی نیز به افراد کمک کند. با توجه به گستردگی محیط‌هایی که برای خود طراحی می‌کنیم، محدودیتی برای تعداد حوزه‌هایی که ممکن است انتظار داشته باشیم دانش علمی از طبیعت انسان مورد استفاده قرار گیرد وجود ندارد.

پیشرفت‌های اخیر در روان‌شناسی شناختی و علوم مرتبط، ما را به این نتیجه می‌رساند که دانش و اطلاعات در مورد رفتار شناختی انسان به اندازۀ کافی توسعه یافته است تا امکان استفاده از آن را در علوم کامپیوتر و سایر حوزه‌های عملی فراهم کند. پس از جنگ جهانی دوم، همکاری در زمان جنگ بین دانشمندان علوم طبیعی، مهندسان و روانشناسان، نه تنها در مورد سیستم‌های انسان و ماشین طراحی شده، بلکه در مورد خود نظریۀ روان‌شناختی نیز پیشرفت‌های عمده‌ای داشت. از جمله نمونه­های دومی عبارتند از: نظریۀ تشخیص سیگنال[1]، نظریۀ کنترل دستی[2]، و روشی برای طراحی سیستم­های نمایشگر در کابین خلبان. در حدود یک دهۀ اخیر، این نظریه­ها و تکنیک­ها حوزه­های اصلی روانشناسی تجربی انسان را در بر گرفته است: ادراک، عملکرد، حافظه، یادگیری، حل مسئله و روانشناسی زبان[3] (ارشاد و همکاران[4]، 2022: 20).

صدای سما

در حال حاضر، افراد در زمینه‌های مختلف مانند علوم اعصاب، علوم فیزیکی کوانتومی و علم مغز، به پیشرفت‌های خارق­العاده­ای دست یافته­اند و استدلال‌های انسان­­ساخته همچنان به وجود می‌آیند. رویکردهای متعددی برای حل مسئله در روانشناسی، انفورماتیک شناختی و هوش محاسباتی به شرح زیر مورد مطالعه و پیشنهاد قرار گرفته است: الگوریتم حقایق مستقیم[5]، الگوریتم هیوریستیک[6]، الگورتیم قیاس[7]، الگوریتم تپه­نوردی[8]، الگوریتم استنتاج الگوریتمی[9]، الگوریتم جستجوی جامع[10]، الگوریتم تقسیم و حل[11]، الگوریتم تجزیه­ و تحلیل و سنتز[12] (روبینسین و فریستنبرگ[13]، 1995؛ متلین[14]، 1998؛ اورمورد[15]، 1999؛ وانگ و همکاران[16]، 2006؛ وانگ و روهه[17]، 2007).

مفهوم “آگاهی انسان­ساخته”[18] برای اولین بار توسط جان مک­کارتی[19] در نشست دارتموث در سال 1956 مورد استفاده قرار گرفت. از آن نقطه به بعد، آگاهی انسان­­ساخته (هوش مبتنی بر رایانه)[20] در طول سالیان متمادی چرخش منطقی و نوآورانۀ وقایع سه انفجار را پشت سر گذاشته است. به عنوان یک پیشرفت اساسی برای بینش انسان، هوش مبتنی بر رایانه با موفقیت مغز انسان را گسترش می­دهد و دانش آن را افزایش می­دهد. هوش مصنوعی و مغز انسان مطابقت داشتند و از یکدیگر حمایت می­کردند (ارشاد و همکاران، 2022). هوش مصنوعی در اصل «علم و مهندسی ساخت ماشین‌های هوشمند، به‌ویژه برنامه‌های رایانه‌ای هوشمند» است. این تعریف به وظیفۀ مشابه استفاده از رایانه برای درک هوش انسانی مربوط می­شود، اما هوش مصنوعی مجبور نیست خود را به روش­های قابل مشاهدۀ بیولوژیکی محدود کند». جان مک کارتی اصطلاح هوش مصنوعی را برای توصیف توانایی ماشین‌ها برای انجام عملکردهای هوش انسانی مانند: استدلال، یادگیری، ادراک، تصمیم‌گیری، سازگاری و کنترل به کار برد (پاندی و میسرا[21]، 2022).

هوش مصنوعی شاخه‌ای از علوم کامپیوتر است که از الگوریتم‌ها و تکنیک‌های یادگیری ماشین برای تکرار یا شبیه‌سازی هوش انسانی استفاده می‌کند. سه نوع هوش مصنوعی وجود دارد: هوش مصنوعی محدود (ضعیف)، هوش مصنوعی عمومی و ابرهوش مصنوعی. هوش مصنوعی باریک رایج­ترین و تحقق­یافته­ترین شکل هوش مصنوعی تا به امروز است. این نوع هوش مصنوعی، بسیار هدف­گرا است و از تکنیک­های یادگیری ماشین برای دستیابی به یک هدف یا وظیفۀ خاص استفاده می­کند (به عنوان مثال، تشخیص تصویر و چهره، دستیارهای هوشمند سیری/ الکسا). هوش مصنوعی عمومی (یا عمیق)، هوش مصنوعی است که همتراز با توانایی‌های انسان در نظر گرفته می‌شود (به عنوان مثال، هوش مصنوعی که می‌تواند نیازها و احساسات موجودات هوشمند دیگر را تشخیص دهد). ثالثاً، ابرهوش مصنوعی هوش مصنوعی است که توانایی بیشتری نسبت به انسان دارد (شبیه به تصویرسازی فیلم علمی تخیلی از هوش مصنوعی که از هر نظر جانشین انسان­ها می­شود).

تعریف هوش مصنوعی- که آن را در حیطۀ زمینۀ محیط‌های انسانی قرار می‌دهد- از سوی یونیسف[22]  (2021) ارائه شد:

هوش مصنوعی، به سیستم‌های مبتنی بر ماشین اشاره دارد که- مشروط به مجموعه‌ای از ابژکتیوهای تعریف‌ شده انسانی- می‌توانند پیش‌بینی‌ها، توصیه‌ها یا تصمیماتی داشته باشند که محیط‌های واقعی یا مجازی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. سیستم‌های هوش مصنوعی با ما در تعامل هستند و تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم بر محیط ما دارند. اغلب اینطور به نظر می‌رسد که این سیستم‌ها به طور خودمختار عمل می‌کند و رفتار خود را با یادگیری دربارۀ زمینه انطباق می‌دهند (یونیسف، 2021: 13).

نقش هوش مصنوعی در علم روانشناسی هنوز توسط متخصصان علوم روانشناسی دست­ کم گرفته می­شود. گاهی­اوقات روانشناسان استفاده از ساختارهای تخصصی را در زمینه­های کاری خود رد می­کنند؛ زیرا می­ترسند که رایانه جایگزین آن­ها شود. هوش مصنوعی در حال حاضر هنوز به آن مرحله از موفقیت عملکرد در تقلید همزمان از همۀ بخش‌های رفتار انسانی نرسیده است، اما محققان در مسیر درستی برای رسیدن به آن هستند (کلین[23]، 1999 به نقل از ارشاد و همکاران، 2022).

صدای سما

توسعه هوش مصنوعی در حوزه آموزش

در چند سال گذشته، توسعۀ شتابان هوش مصنوعی تغییرات اساسی در بخش‌های مختلف زندگی انسان از جمله آموزش ایجاد کرده است. در طول نیم قرن اخیر، تحقیقات زیادی در مورد آموزش هوش مصنوعی صورت گرفته است که دیدگاه‌های جالبی را ایجاد کرده است (بوزکورت و همکاران[24]، 2021). همانند بسیاری از حوزه­های دیگر، هوش مصنوعی در آموزش نیز به کار گرفته شده است که در چند دهۀ اخیر تحت تأثیر عوامل و تغییرات مختلفی قرار گرفته است (پوپنیچی و کر[25]، 2017). اهمیت به­کارگیری هوش مصنوعی در حوزۀ آموزش به دلیل همه‌گیری کووید +19 که منجر به تغییر آموزش سنتی حضوری به شکل آموزش و یادگیری دیجیتالی شد، مورد تأکید قرار گرفت (مقبول و همکاران[26]، 2021؛ پانتلیمون و همکاران[27]، 2021؛ میجویل و همکاران[28]، 2022).

هوش مصنوعی توانایی ایجاد تجربیات یادگیری را دارد. با این وجود، هوش مصنوعی موانع و نگرانی‌های جدیدی را نیز ایجاد می‌کند. علم و موهانتی[29] (2023) اذعان داشته­اند که استفاده از هوش مصنوعی (AI) در آموزش مستلزم ارزیابی عمیق‌تر روش‌های اخلاقی و پداگوژیکی است (علم و موهانتی، 2023).

ادغام هوش مصنوعی در آموزش، پتانسیل ایجاد انقلابی در روش­های تدریس سنتی را دارد. با افزایش کارایی، بهبود اثربخشی تدریس و توسعۀ روش‌های جدید یادگیری، معلمان می‌توانند به راحتی طرح‌های درسی را توسعه دهند، مواد آموزشی مناسب را انتخاب کنند و موضوعات را ارائه کنند. هوش مصنوعی همچنین می‌تواند داده‌های عملکرد دانش‌آموزان را تجزیه و تحلیل کند و بینش‌هایی در مورد چگونگی بهبود آموزش و یادگیری ارائه دهد. به­ این­ ترتیب، بسیاری از محققین در عرصۀ آموزش و پرورش به برنامه­های کاربردی هوش مصنوعی برای آموزش و یادگیری علاقه نشان داده­اند (درایسه[30]، 2023).

مطالعات نشان داده­اند که پیاده­سازی هوش مصنوعی در آموزش می­تواند به طور مؤثر مسائل را حل کند و تجارب یادگیری دانش­آموزان را بهبود بخشد (کاشیو و همکاران[31]، 2020؛ الغامدی[32]، 2022). ادغام هوش مصنوعی همچنین می­تواند دسترسی به دانش را افزایش داده و کیفیت فرآیند آموزشی را بهبود بخشد (اوستسکی و همکاران[33]، 2023). بنابراین، بررسی پتانسیل هوش مصنوعی در آموزش و در نظر گرفتن آن به عنوان رویکردی جدید برای تغییر روش‌های سنتی و در نتیجه دستیابی به آموزش پایدار بسیار مهم است.

هولمز و همکاران[34] (2019) و هولمز و پورایسکا پومسا[35] (2023)، موضوع هوش مصنوعی در آموزش را به چهار بخش تقسیم کردند. اولاً یادگیری با [استفاده از] هوش مصنوعی، شامل این است که چگونه هوش مصنوعی می‌تواند به دانش­آموزان در کلاس درس یا از طریق اپلیکیشن‌های کلاس‌ درس یا سیستم‌های اداری مدارس کمک کند. ثانیاً کاربرد هوش‌ مصنوعی برای یادگیری دربارۀ یادگیری، شیوه‌ای است که محققان و مربیان می‌توانند از داده‌کاوی و دیگر ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده کنند تا داده‌های آموزشی را تجزیه و تحلیل نمایند. ثالثاً یادگیری دربارۀ هوش مصنوعی، همان کاری است که با مطالعۀ این کتاب انجام می‌دهید. مطالبی که این کتاب در این زمینه پوشش می‌دهد، شامل همه چیز است: از تدریس دربارۀ حریم خصوصی به خردسالان تا تدریس جزئیات پردازش زبان طبیعی به فراگیران. بالأخره آنکه هوش مصنوعی در آموزش، آمادگی برای هوش مصنوعی را شامل می‌شود. این آمادگی، گام‌هایی عملی است که به مجرد یادگیری دربارۀ هوش مصنوعی، می‌توان این گام‌ها را برداشت ( کارن موران جکسون و رزماری پاپا ، 2024)

در حوزۀ آموزش، توسعۀ هوش مصنوعی احتمالاً در قالب هوش مصنوعی محدود باقی خواهد ماند. فناوری‌های آموزشی کنونی شامل تشخیص معنایی گفتار، تشخیص تصویر، واقعیت افزوده/ واقعیت مجازی، یادگیری ماشینی، علوم اعصاب مغز، محاسبات کوانتومی، بلاک چین و غیره است. این فناوری­ها به سرعت در کلاس­های درس ادغام می­شوند. تعداد روزافزونی از محصولات آموزشی هوش مصنوعی در آموزش و پرورش عمومی استفاده می­شود. مطالعات ادبیات نشان می­دهد که فناوری هوش مصنوعی در آموزش حداقل در 10 جنبه به کار رفته است: “(1) سیستم نمره­دهی خودکار[36]، (2) یادآوری فاصلۀ زمانی[37]، (3) بازخورد معلم[38]، (4) معلمان مجازی[39]، (5) یادگیری شخصی­سازی شده[40]، (6) یادگیری تطبیقی[41]، (7) واقعیت افزوده/ واقعیت مجازی[42]، (8) خواندن دقیق[43]، (9) پردیس هوشمند[44]، و (10) یادگیری از راه دور[45].

صدای سما

هوش مصنوعی و پیشرفت تحصیلی

امروزه استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات به بخشی جدایی­ناپذیر از زندگی انسان تبدیل شده است (ستیاوان[46]، 2018؛ سوپیانتی[47]، 2018؛ پراجانا و آستوتی[48]، 2020). اشکال مختلف زندگی انسان تحت تأثیر پیشرفت­های فناوری اطلاعات و ارتباطات از افراد گرفته تا سازمان­ها قرار گرفته است. علاوه بر این، فناوری اطلاعات و ارتباطات می­تواند انتقال تمدن بشری از عصر صنعتی به عصر اطلاعات را پیش ببرد (هرلیانی و وهیودین[49]، 2019؛ شودیک[50]، 2021). فناوری اطلاعات و ارتباطات یا به اختصار ICT یک فناوری است که معمولاً در فرآیند اکتساب، گردآوری، ذخیره و مدیریت داده­ها یا اطلاعات به منظور تولید داده­های دقیق، مرتبط و به موقع برای افراد و گروه­های اجتماعی استفاده می­شود (گوستی و امبیار[51]، 2021).همانطور که هوش انسانی افزایش می­یابد ICT نیز با ایجاد آخرین فناوری برای حل مشکلی که رخ می­دهد به توسعه خود ادامه می­دهد. هرچه این فناوری اطلاعات بیشتر توسعه یابد، نوآوری­های بیشتری حاصل می­شود (دلیانتی[52]، ۲۰۱۸؛ کورنیاوان و همکاران[53]، ۲۰۲۱). به طوری که امروزه نقش فناوری اطلاعات اغلب به عنوان نوعی پشتیبانی برای یادگیری، چه دروس رسمی مدرسه و چه برای دروسی که مستقل هستند (خودآموزی) استفاده می­شود.

هوش مصنوعی بخشی از فناوری اطلاعات است که به عنوان شکل یا راهی برای بهبود پیشرفت یادگیری دانش‌آموزان ارائه می‌شود (پابوبونگ[54]، ۲۰۲۱؛ سوپریادی و آسیه[55]، ۲۰۲۱). هوش مصنوعی یا به اختصار AI یک برنامه و دستورالعمل است که به برنامه نویسی کامپیوتر متصل می­شود تا بتواند کاری را انجام دهد که از نظر انسان هوشمند است یا می­تواند به عنوان درسی در مورد چگونگی ساخت رایانه­ها برای انجام کارهایی که در حال حاضر بهتر از انسان­هایی که آن را انجام می­دهند، درک شود (غزمی[56]، ۲۰۲۱؛ ساسمیتو و همکاران[57]، ۲۰۲۱؛ الغفیقی[58]، ۲۰۲۲).

پایه و اساس هوش مصنوعی بسیار گسترده است که شامل حوزه آموزش نیز می­شود. یادگیری با استفاده از این سیستم هوش مصنوعی، یادگیری است که به گونه­ای اصلاح شده است که بتواند پیشرفت و تمرکز یادگیری دانش­آموزان را بهبود بخشد؛ چرا که هوش مصنوعی این مزیت را دارد که به صورت انفرادی به دانش­آموزان آموزش داده و مشکل مورد نظر را مشخص کند تا با استفاده از فناوری هوش مصنوعی روش صحیح و مناسب تدریس به دانش­آموزان را بیابد (سوگیارسو و همکاران[59]، ۲۰۲۴).

یادگیری با استفاده از عملکرد هوش مصنوعی، یادگیری شخصی­سازی شده است (یادگیری که با نیازهای دانش­آموزان منطبق می­شود) به طوری که می­تواند تجربه یادگیری دانش­آموزان و درک آن­ها از یک موضوع را بهبود بخشد (آریپ نوراحمان و پاندو پریبادی[60]، 2022؛ سیفا[61]، 2022). افزایش تمرکز دانش­آموزان در یادگیری یکی از اشکال نقش هوش مصنوعی در سیستم فردی است. از آنجا که توانایی هوش مصنوعی این است که می­تواند به دانش­آموزان بیاموزد که به صورت فردی یاد بگیرند و می­تواند محیط اطراف مورد نیاز برای یافتن روش صحیح یادگیری دانش­آموزان را از طریق هوش مصنوعی تشخیص دهد. بنابراین، می­تواند عملکرد دانش آموزان را در طول فرآیند تدریس و یادگیری در کلاس درس بهبود بخشد. به عنوان مثال، اگر این فناوری بداند چه چیزی ما را به یک شی علاقه­مند می­­سازد، از آن شی به عنوان مثال استفاده می­کند تا درک موضوع را آسان­تر نماید.

هوش مصنوعی می­تواند تشخیص دهد که چه روش­هایی درک درس­های جاری را برای دانش­آموزان دشوار می­سازد (چاسینول و همکاران[62]، ۲۰۱۸). بطوریکه هوش مصنوعی می­تواند معلمان را عادت دهد تا مدام راه­های جدید برای کمک به یادگیری دانش­آموزان بیابند، تا بچه­ها راحت­تر موضوعات ارائه­ ­شده در کلاس درس را درک کنند و در طول فرآیند یادگیری مشتاق­تر شوند؛ زیرا اگر دانش­آموزان درس­های ارائه شده را به خوبی متوجه نشوند، باعث بی­حوصلگی­ آن­ها در کلاس درس می­شود (چن و همکاران[63]، ۲۰۲۰؛ یانگ و همکاران[64]، ۲۰۲۱). بلک­برد مغناطیسی، یکی از ابزارهای حوزه آموزشی است که معمولاْ در مراکز آموزشی پیشرفته مورد استفاده قرار می­گیرد. معلمان از این پلتفرم آنلاین برای انتشار یادداشت‌ها، امتحانات و برخی آزمون‌های خود استفاده می‌کنند، زیرا انتظار می‌رود که به دانش‌آموزان اجازه دهد مسائل و تکالیف را برای تکمیل ارزشیابی‌ها مطرح کنند. این امر می­تواند دسترسی دانش­آموزان به مواد درسی و تکالیف ارائه شده توسط معلمان را آسان­تر کند. همچنین، هوش مصنوعی می‌تواند دلایل عدم فهم دانش‌آموزان در درک موضوع تدریس شده توسط مربیان را دریابد (سوگیارسو و همکاران، ۲۰۲۴).

صدای سما

هوش مصنوعی و خودکارآمدی دانش ­آموزان

خودکارآمدی به باور افراد به توانایی آن­ها در انجام وظایف خاص و دستیابی به نتایج مطلوب با موفقیت مربوط می­شود (آسیو و سوئرو[65]، 2024). براساس مطالعۀ وانگ و همکاران (2023)، قابلیت‌های هوش مصنوعی مؤسسات آموزشی متأثر از خلاقیت و خودکارآمدی فراگیران است (وانگ و همکاران، 2023). مطالعۀ دیگری نشان داد که استفاده از اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی در فرآیند بررسی، دقیقاً حس خودکارآمدی دانش‌آموزان را افزایش می‌دهد (لی و همکاران[66]، 2022). ایانواله[67] (2023) دریافت که اکثر دانش­آموزان سطح بالایی از خودکارآمدی دارند و معتقدند که می­توانند هوش مصنوعی را یاد بگیرند (ایانواله، 2023). افزایش سطح نگرانی در مورد هوش مصنوعی می­تواند بر احساس خودکارآمدی دانش­آموزان تأثیر منفی بگذارد. در تحقیقات قبلی خود، وانگ و همکاران (2022) نقش خودکارآمدی در یادگیری آنلاین را به عنوان واسطه­ای بین تعامل و مشارکت یادگیری در بین دانش­آموزان برجسته کرد. آن­ها ممکن است نسبت به توانایی­های خود تردید کنند و از سیستم­های هوش مصنوعی بیش از حد استفاده کنند، بنابراین اعتماد به نفس آن­ها کاهش می­یابد (وانگ و همکاران، 2022). وانگ و همکاران (2021) دریافتند که خودکارآمدی، استفادۀ مربیان از هوش مصنوعی را در کلاس‌هایشان پیش‌بینی می‌کند (وانگ و همکاران، 2021). وو و همکاران[68] (2023) با برجسته کردن رابطۀ سودمند متقابلی که بین خودکارآمدی و مشارکت دانش­آموزی وجود دارد، پتانسیل انقلابی هوش مصنوعی را برجسته کردند (وو و همکاران، 2023).

سابوردینو و همکاران[69] (2024) در تحقیقات خود نشان دادند که اگرچه دانش­آموزان از سطح بالای اعتماد به نفس در توانایی خود برای استفادۀ مؤثر از هوش مصنوعی برخوردارند، به نظر می­رسد خودکارآمدی آن­ها پایین­تر است. اضطراب در مورد هوش مصنوعی ممکن است باعث شود دانش­آموزان به توانایی­های خود بی­اعتماد شوند و نسبت به فناوری­هایی که از هوش مصنوعی استفاده می­کنند احساس حقارت کنند (سابوردینو و همکاران، 2024). به طور خاص، سانوسی و همکاران[70] (2022) در مطالعۀ تحقیقاتی خود بر اهمیت شایستگی­های هوش مصنوعی تأکید کردند. علاوه بر این، نتایج نشان داد که خودکارآمدی بازتابی از خودارزیابی فرد از قابلیت‌های خود برای مشارکت در فعالیت‌ها است. این فقدان تخصص درک شده می­تواند بر انگیزه، مشارکت و تمایل شرکت­کنندگان برای انجام وظایف چالش برانگیز تأثیر منفی بگذارد (سانوسی و همکاران، 2022).

با این حال، خودکارآمدی به تنهایی ایجاد نمی­شود. بیشتر تحت تأثیر متغیرهایی مانند سواد، علاقه، نگرش و استفاده است، همانطور که در بسیاری از نظریه­های روانشناسی در سطوح مختلف آموزشی و در سراسر فرآیند یادگیری به بحث گذارده شده است (به عنوان مثال به اکلز و ویگفیلد[71]، 2002 نگاه کنید). به عنوان مثال، مطالعات تأثیر توانایی (گینور و لنت[72]، 1998)، اضطراب و تجربۀ قبلی (جانسون[73]، 2005) بر خودکارآمدی را نشان داده­اند. تحقیقات بیشتر نشان داده است که اثرات این متغیرها و پویایی خاص آن­ها اغلب مختص حوزه است (آشر و پاجارس[74]، 2008). بنابراین برای مربیان هوش مصنوعی، درک تأثیر متقابل بین متغیرهای شناختی (سواد هوش مصنوعی)، عاطفی (نگرش مثبت و منفی نسبت به هوش مصنوعی، علاقه به هوش مصنوعی) و رفتاری (استفاده از هوش مصنوعی) و چگونگی تأثیر آن­ها بر خودکارآمدی بسیار مهم است. در حالیکه مطالعات اخیر شروع به نشان دادن همبستگی بین چندین مورد از این سازه‌های کلیدی کرده‌اند (هورنبرگر و همکاران[75]، 2023؛ کارولوس و همکاران[76]، 2023)، اما اینکه کدام متغیرها به­ طور قابل­ توجهی خودکارآمدی را شکل می‌دهند، کاملاً آشکار نیست. محققان همچنین در حال کار برای درک اثرات علی هستند (مارکوس و همکاران[77]، 2024). با اینحال، تا به امروز، ما فاقد درک جامعی از متغیرهای خاصی هستیم که بر خودکارآمدی در حوزۀ هوش مصنوعی تأثیر می‌گذارند (بیورسدورف و همکاران[78]، 2025).

صدای سما

[1]. theory of signal detection

[2]. manual control theory

[3]. psycholinguistics

[4]. Irshad et al

[5]. Direct facts

[6]. Heuristic

[7]. Analogy

[8]. Hill climbing

[9]. Algorithmic deduction

[10]. Exhaustive search

[11]. Divide-and-conquer

[12]. Analysis and synthesis

[13]. Rubinsyein & Firstenberg

[14]. Matlin

[15]. Ormord

[16]. Wang et al

[17]. Ruhe

[18]. man-made consciousness

[19]. John McCarthy

[20]. computer-based intelligence

[21]. Pandey & Misra

[22]. UNICEF

[23]. Klein

[24]. Bozkurt et al

[25]. Popenici & Kerr

[26]. Maqbool et al

[27]. Pantelimon et al

[28]. Mijwil et al

[29]. Alam & Mohanty

[30]. Darayseh

[31]. Kashive et al

[32]. AlGhamdi

[33]. Osetskyi et al

[34]. Holmes et al

[35]. Porayska-Pomsta

[36]. automatic grading system

[37]. interval reminder

[38]. teacher’s feedback

[39]. virtual teachers

[40]. personalized learning

[41]. adaptive learning

[42]. augmented reality/virtual reality

[43]. accurate reading

[44]. intelligent campus

[45]. distance learning

[46]. Setiawan

[47]. Supianti

[48]. Prajana & Astuti

[49]. Herliani &  Wahyudin

[50]. Shodiq

[51]. Gusti & Ambiyar

[52]. Delianti

[53]. Kurniawan et al

[54]. Pabubung

[55]. Supriyadi & Asih

[56]. Ghazmi

[57]. Sasmito et al

[58]. Alghafiqi

[59]. Sugiarso et al

[60]. Arip Nurahman & Pandu Pribadi

[61]. Syifa

[62]. Chassignol

[63]. Chen et al

[64]. Yang et al

[65]. Asio & Suero

[66]. Lee et al

[67]. Ayanwale

[68]. Wu et al

[69]. Sabordino et al

[70]. Sanusi et al

[71]. Eccles & Wigfield

[72]. Gainor & Lent

[73]. Johnson

[74]. Usher & Pajares

[75]. Hornberger et al

[76]. Carolus et al

[77]. Markus et al

[78]. Bewersdorff et al

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا