فروپاشی افسانه خشم حماسی؛ پترودلار در آستانه سقوط و آغاز عصر پترویوان

به گزارش پایگاه خبری «صدای سما» در شرایطی که کاخ سفید تلاش میکند با انتشار بیانیههای رسمی، تصویری از پیشرویهای میدانی و موفقیت عملیات نظامی علیه ایران موسوم به «خشم حماسی» را به افکار عمومی جهان مخابره کند، رسانهها، اندیشکدههای استراتژیک و تحلیلگران ارشد غربی تصویری کاملاً متفاوت و تلخ را از وضعیت جبهههای نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیک آمریکا به تصویر میکشند.
این تحلیلها، نه تنها عملیات 37 روزه آمریکا را یک شکست راهبردی و مصداق «کیش و مات» در برابر ایران ارزیابی میکنند، بلکه هشدار میدهند که تبعات این جنگ ویرانگر، نظم اقتصادی جهانیِ مبتنی بر «پترودلار» را در آستانه فروپاشی کامل قرار داده و به شکل غیرقابل بازگشتی، معادلات انرژی در تنگه هرمز را به نفع تهران تغییر داده است.
بحران کاخ سفید: طوفان داخلی زیر سایه نارضایتی 58 درصدی
گزارشهای تحلیلی منتشر شده در آمریکا، زنگ خطر را برای دولت دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره به صدا درآورده است. بر اساس جدیدترین نظرسنجیهای بازتاب یافته در محافل رسانهای غرب، بحران اقتصادی ناشی از ماجراجویی نظامی در خاورمیانه، کاخ سفید را در بدترین وضعیت سیاسی خود فرو برده است.
بر اساس این دادهها، 58 درصد از رأیدهندگان آمریکایی به صراحت از مدیریت اقتصادی ترامپ، بهویژه در حوزه مهار تورم و هزینههای سرسامآور زندگی، اعلام نارضایتی کردهاند. این موج نارضایتی، نرخ محبوبیت کلی رئیسجمهور آمریکا را به کانال خطرناک 39 درصد سقوط داده است. در حالی که تنها چندماه تا انتخابات میاندورهای باقی مانده، نظرسنجیها از برتری 8 امتیازی دموکراتها خبر میدهند که عملاً میتواند به معنای زلزله سیاسی در ساختار قدرت واشنگتن و بازپسگیری کنگره توسط رقبای ترامپ باشد.
بحران اما فراتر از اعداد نظرسنجیها رفته و زندگی روزمره شهروندان آمریکایی را فلج کرده است. نماد این بحران، قیمت بنزین در پمپبنزینهای آمریکاست. گزارشها از جهش 50 درصدی قیمت بنزین حکایت دارد به طوری که بهای هر گالن به 4.60 دلار رسیده و در ایالتهای حساس مانند کالیفرنیا، این نرخ از مرز هولناک 7 دلار نیز عبور کرده است. تحت تأثیر این فشار اقتصادی، 54 درصد از مردم ایالات متحده با کلیت مدیریت جنگ از سوی ترامپ مخالفت خود را اعلام کردهاند.
بدتر از آن برای رئیسجمهور، شکاف عمیق ایجاد شده در بدنه حزب جمهوریخواه است. تحلیلها نشان میدهد 20 درصد از هواداران سنتی این حزب نیز از سیاستهای پرهزینه جنگی ترامپ روی گرداندهاند. این در حالی است که کاخ سفید همچنان با تکرار گزارههای تکراری از بازگشت رونق اقتصادی از طریق مقرراتزدایی سخن میگوید؛ شعاری که تحلیلگران آن را «خودفریبی در آستانه فاجعه» توصیف میکنند.
شمارش معکوس برای «نقطه شکست فیزیکی»
فراتر از مرزهای آمریکا، بازار جهانی انرژی وارد خطرناکترین فاز تاریخ خود شده است. هشدارهای تکاندهنده کارشناسان انرژی غربی نشان میدهد که بحران از مرحله جهش قیمتها عبور کرده و جهان اکنون با پدیده وحشتناک «اتمام فیزیکی ذخایر» روبروست.
آمارهای طبقهبندیشده مراکز رصد انرژی جهان نشان میدهد ذخایر استراتژیک نفتی با سرعت سرسامآور 6.6 میلیون بشکه در روز در حال تخلیه شدن هستند. برآوردها حاکی از آن است که بیش از یک میلیارد بشکه از ذخایر قابل دسترس جهانی، مستقیماً تحت تأثیر تبعات جنگ حذف شده است. مدلهای پیشبینی معتبر در بازارهای جهانی، سناریوی وحشتناک رسیدن قیمت نفت به 150 تا 200 دلار در هر بشکه را تا سپتامبر سال 2026 (شهریور 1405) را نه یک احتمال دور، بلکه یک فاجعه قریبالوقوع ترسیم میکنند.
در پالایشگاهها اما وضعیت سیاهتر است. گزارشهای تأیید نشده از برخی پایانههای انرژی حکایت از آن دارد که تنها 45 روز تا پایان کامل محصولات پالایشی نظیر بنزین و سوخت جت در برخی نقاط حساس جهان فاصله باقی مانده است. تحلیلگران هشدار میدهند که صرفنظر از پیامهای آرامبخش و ساختگی واشنگتن، بازار فیزیکی نفت اکنون فقط 30 روز تا «نقطه شکست کامل» فاصله دارد؛ نقطهای که در آن عرضه عملاً از تقاضا منقطع شده و شوک درمانی فلجکنندهای به اقتصاد جهانی وارد میکند.
تنگه هرمز: پایان دوران تردد آزاد و تحمیل نظم جدید ایرانی
در قلب بحران انرژی، آبراه استراتژیک تنگه هرمز قرار دارد؛ جایی که طبق اذعان رسانههای غربی، ایران نه با شعار، بلکه در عمل نظم دریایی جدیدی را با توپخانه و پهپاد دیکته کرده است.
آمارهای مقایسهای از عبور و مرور دریایی پرده از یک تحول عظیم برمیدارد: تردد روزانه کشتیها از میانگین 180 فروند در روز به تنها 3 فروند کاهش یافته است؛ فروپاشی 98 درصدی ترافیک دریایی که عملاً شاهرگ حیاتی انرژی غرب را قطع کرده است. منابع آگاه در بنادر جنوبی خلیج فارس فاش کردهاند که ایران با برقراری نظام «بازرسی و عوارض»، عملاً مدیریت تنگه را در دست گرفته و کشتیها را وادار به تسویه با ارزهای غیردلاری میکند.
آنچه تحلیلگران شورای آتلانتیک را شوکه کرده، سیاست «عبور گزینشی» ایران است. تهران در اقدامی هوشمندانه و راهبردی، به برخی نفتکشهای کشورهای همسایه همچون عراق و قطر اجازه عبور داده و در مقابل، مسیر را بر ناوگان نفتی دیگران بسته است. این اقدام که در حقوق بینالملل به معنای «اِعمال حاکمیت کنترلی» تفسیر میشود، نشانه پذیرش تلویحی قدرت منطقهای ایران از سوی بازیگران پیرامونی است.
همزمان در سوی دیگر، تلاشهای آمریکا و متحدان برای دور زدن تنگه هرمز با اما و اگرهای مرگباری روبرو شده است. عربستان سعودی اگرچه با تمام توان خط لوله عظیم 1200 کیلومتری «شرق-غرب» با ظرفیت 7 میلیون بشکه را برای هدایت نفت به دریای سرخ فعال کرده، اما این مسیرهای جایگزین نظیر بندر فجیره و ینبع، خود در تیررس حملات پهپادی و موشکی ایران و نیروهای همسو در یمن قرار دارند. گلوگاه «بابالمندب» در آنسوی شبهجزیره نیز به اندازه تنگه هرمز، ایمن نیست و به «دالان مرگ» برای نفتکشهای فراری تبدیل شده است.
«کیش و مات» استراتژیک در میدان نبرد
بررسی یادداشتهای محرمانه اتاقهای فکر غربی که به تازگی درز کرده، نشان از پذیرش یک شکست سخت نظامی دارد. پس از 37 روز آتشباری سنگین، ترور فرماندهان و نابودی بخشی از زیرساختها در قالب عملیات «خشم حماسی»، اینک تحلیلگران به این جمعبندی رسیدهاند که ساختار هرم قدرت در ایران نه تنها فرو نپاشیده، بلکه منسجمتر از گذشته به مقاومت ادامه میدهد و تهران حاضر به دادن هیچ امتیاز راهبردی نشده است.
فاجعه برای پنتاگون آنجاست که بر اساس ارزیابیها، با وجود حملات ویرانگر، 60 درصد از توان نیروی دریایی و دو سوم از توان نیروی هوایی ایران کماکان عملیاتی باقی مانده و وارد فاز نبرد فرسایشی شده است. استراتژی «نبرد ناهمتراز» ایران با استفاده از قایقهای تندرو و پهپادهای انتحاری، عملاً سیستمهای دفاعی میلیارد دلاری و پیشرفته آمریکا را به چالشی بیپایان کشانده است. برچسب قیمت روی این شکست نیز سرسامآور است: هزینه نظامی مستقیم این جنگ برای مالیاتدهندگان آمریکایی تا این لحظه، 25 میلیارد دلار برآورد شده که نتیجه ملموسی جز افزایش آسیبپذیری ناوگان ایالات متحده نداشته است.
سقوط پترودلار و ظهور امپراتوری یوان در سایه بحران
اما شاید بزرگترین تکان ژئواکونومیک این جنگ که نشریه اکونومیست و تحلیلگران دویچه بانک بر آن انگشت گذاشتهاند، شوک مهلک به جایگاه «پترودلار» باشد. این تحلیلها تأکید میکنند که جنگ رمضان، محرک یک انقلاب مالی خاموش اما ویرانگر در بازارهای انرژی شده است. کشورهای بزرگ آسیایی که تا دیروز خریداران متعهد نفت با دلار بودند، اکنون به طور سیستماتیک در حال تغییر ابزار تسویه به یوان (و حتی یوان دیجیتال) و ارزهای محلی خود هستند و عملاً رژیم پترودلار را دور میزنند.
در این میان، دست نامرئی چین بیش از هر زمان دیگری در بازار حس میشود. پکن با کاهش عمدی و حسابشده واردات مستقیم نفت و در عوض، استفاده هوشمندانه از ذخایر عظیم 1.4 میلیارد بشکهای خود، موفق شده قیمت جهانی نفت را به طور مصنوعی حول کانال 100 دلار نگه دارد تا اقتصاد خود را از شوکهای آتی حفظ کند. این بازی دوگانه، چین را به میانجی قدرتمند و غیرقابل جایگزینی در سفر اضطراری آتی ترامپ برای چانهزنی انرژی تبدیل کرده است.
همزمان، ناامنی مزمن جریان نفت، جهان را به آغوش انرژیهای تجدیدپذیر پرتاب کرده است؛ جایی که چین با در اختیار داشتن 70 درصد از زنجیره تأمین جهانی باتری و پنلهای خورشیدی، نه تنها از بحران گریخته، بلکه خود را به عنوان برنده نهایی بلندمدت این آشوب بزرگ معرفی میکند.
انزوای دیپلماتیک و فروپاشی ائتلافها در مقابل پیشنهاد 14 مادهای ایران
همزمان با بنبست نظامی، جبهه دیپلماتیک نیز برای واشنگتن به باتلاق تبدیل شده است. خروج بیسروصدای امارات متحده عربی از ائتلاف نفتی اوپکپلاس و امتناع قاطعانه عربستان سعودی از همراهی مؤثر و فعال با پروژه نظامی «آزادی» ترامپ، زنگ فروپاشی وحدت عربی در محور آمریکا را به صدا درآورده است. تحلیلگران دلیل این عقبنشینی تاریخی را ترس محض پادشاهیهای عرب خلیج فارس از انهدام کامل زیرساختهای مدرن اما شدیداً آسیبپذیر نفتی، آبشیرینکن و توریستیشان توسط قدرت موشکی و پهپادی ایران عنوان میکنند.
در این سوی میدان، جمهوری اسلامی ایران با ابتکار عمل دیپلماتیک، طرح جامع 14 مادهای خود را روی میز گذاشته است؛ پیشنهادی که در آن خواستار رفع کامل، راستیآزماییشده و فوری تحریمها و همچنین خروج بیقید و شرط تمامی نیروهای نظامی آمریکا از منطقه غرب آسیاست، در حالی که هوشمندانه مذاکرات هستهای را به مراحل بعد از تأمین منافع ملی واگذار کرده است. ترامپ که خود را در تنگنای انتقادات داخلی میبیند، با رد این پیشنهاد مدعی شده ایران «بهای کافی» را نپرداخته است. با این حال، فشار نارضایتی داخلی (رضایت عمومی 34 درصدی از ادامه جنگ) و بنبست کامل میدانی، ترامپ را واداشته تا برخلاف ادعاهای تندروانه، مسیر دیپلماسی با میانجیگری چین را بپذیرد.
اندیشکدههای غربی در جمعبندیهای نهایی خود هشدار میدهند که واشنگتن اینک بر سر یک دو راهی تاریخی گرفتار آمده است: یا عقبنشینی آبرومندانه و تدریجی از نظم امنیتی خاورمیانه را بپذیرد، و یا شاهد فروپاشی همزمان نظم اقتصادی، سیاسی و نظامی خود در این نقطه راهبردی از جهان باشد. نظمی که به نظر میرسد برای همیشه تغییر کرده و تهرانِ پیروز در جنگ رمضان، یکی از اصلیترین معماران آن است./ تسنیم




