اصلاح بودجه ۱۴۰۵؛ از حسابداری هزینهها تا حکمرانی امنیت غذایی و زیستی

امیرحسین خدائی، پژوهشگر
بودجه سالانه کشور صرفاً یک سند مالی نیست؛ بلکه نقشه راه اداره کشور است. اگر این نقشه درست ترسیم نشود، حتی با منابع زیاد هم به مقصد نمیرسیم. بودجه سال هزار و چهارصد و پنج، در شرایطی تدوین میشود که کشور همزمان با چالشهای اقتصادی، محیطزیستی، سلامت عمومی و امنیت غذایی روبهروست. اصلاح این بودجه باید از نگاه «کوتاهمدت و هزینهمحور» عبور کند و به سمت «سرمایهگذاری بلندمدت و امنیتمحور» حرکت کند.
امنیت غذایی و تهدیدات زیستی؛ حلقه مغفول بودجه
امنیت غذایی یعنی مردم کشور در همه شرایط به غذای کافی، سالم و پایدار دسترسی داشته باشند. این موضوع تنها یک بحث کشاورزی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت ملی، سلامت عمومی و ثبات اجتماعی گره خورده است.
در سالهای اخیر، بخش کشاورزی کشور با چند ضعف ساختاری روبهرو بوده است:
وابستگی بالا به واردات نهادههای دامی
فرسایش شدید خاک و کاهش بهرهوری مراتع
ضعف در مدیریت بیماریهای دامی و گیاهی
کمتوجهی به تهدیدات زیستی نوظهور
تهدیدات زیستی شامل بیماریهای دامی، آفات، عوامل بیماریزای نوپدید و اثرات تغییرات اقلیمی است. این تهدیدات اگر در بودجه دیده نشوند، هزینههای آن چند برابر و به شکل بحران ظاهر میشود.
فرادولتی بودن برنامه و بودجه؛ یک ضرورت، نه یک انتخاب
یکی از ضعفهای مزمن نظام بودجهریزی کشور، دولتیبودن بیش از حد آن است. وقتی برنامه و بودجه فقط در اختیار دستگاههای اجرایی دولتی باشد، ارگان های غیر از دولت، دانش دانشگاه، ظرفیت بخش خصوصی ، ظرفیت مصونیت امنیت و تجربه مردم محلی نادیده گرفته میشود.
فرادولتی بودن یعنی:
سیاستگذاری شورایی فرا دولتی با مشارکت دانشگاهها
اجرا با همراهی بخش خصوصی و تعاونیها
نظارت با نقشآفرینی نهادهای مردمی
محاسن رویکرد فرادولتی
افزایش شفافیت و پاسخگویی
کاهش خطاهای پرهزینه تصمیمگیری
افزایش بهرهوری منابع
استفاده از دانش بومی و علمی همزمان
تقویت اعتماد عمومی
در بسیاری از کشورها، بودجهریزی مشارکتی باعث شده منابع محدود، دقیقتر و اثربخشتر هزینه شود.
درسهایی از تجربههای موفق جهانی
یکی از مهمترین تجربهها، طرح بزرگ کمربند سبز و بیابانزدایی در قاره آفریقاست که از سال هزار و سیصد و هشتاد و چهار(۲۰۰۵) آغاز شد. هدف این طرح، احیای حدود صد میلیون هکتار از اراضی تخریبشده بود. تا امروز، دهها میلیون هکتار (۴/۷ برابر مساحت کل ایران) از این اراضی احیا شده و میلیونها شغل محلی ایجاد شده است.
نکته مهم این تجربه آن است که:
دولتها تنها بازیگر نبودند
مردم محلی نقش اصلی داشتند
فناوری ساده، ارزان و بومی استفاده شد
این طرح نشان داد که بیابانزدایی نه رؤیا، بلکه یک انتخاب مدیریتی است.
مراتع و بیابانهای ایران؛ سرمایه فراموششده
وسعت کشور حدود صد و شصت و چهار میلیون هکتار است. از این مقدار:
حدود هشتاد و شش تا نود میلیون هکتار مرتع است
تنها حدود ده میلیون هکتار مرتع در وضعیت خوب قرار دارد
حدود سی و دو میلیون هکتار کشور بیابانی است
این اعداد نشان میدهد که اگر مراتع احیا شوند، بخش بزرگی از مشکل خوراک دام، ریزگردها و حتی بیکاری حل خواهد شد.
پیشنهاد راهبردی
احیای مراتع بهصورت دیم با
استفاده از پهپادهای بذرپاش
کاشت گونههای مقاوم بومی
مدیریت چرای دام با مشارکت دامداران
این روش کمهزینه، سریع و قابل اجراست و تجربه آن در کشورهای خشک موفق بوده است.
واردات نهادههای دامی؛ بازنگری ضروری
سال گذشته حدود شانزده میلیارد دلار ارز دولتی برای واردات نهادههای دامی اختصاص پیدا کرد. این عدد بسیار بزرگ است و نشاندهنده یک ضعف ساختاری است.
پیشنهاد میشود:
بخشی از این منابع به تولید داخلی خوراک دام اختصاص یابد
احیای مراتع بهعنوان منبع پایدار خوراک دیده شود
وابستگی به ارز ترجیحی کاهش یابد
این تغییر هم به نفع تولیدکننده است، هم به نفع امنیت غذایی و هم به نفع ذخایر ارزی کشور.
آلودگی هوا، بیماریها و هزینههای پنهان
آلودگی هوا(عامل ۱۵ درصد مرگ و میر در سال) یکی از عوامل اصلی بیماریهای قلبی، تنفسی و کاهش طول عمر است. هزینههای درمان، ازکارافتادگی و مرگومیر ناشی از آن، چندین برابر هزینه پیشگیری است.
برنامه پیشنهادی کاهش بیماری و مرگومیر
توسعه کمربند سبز اطراف شهرها
کاهش منابع آلاینده
افزایش واکسیناسیون و مراقبتهای پیشگیرانه
آموزش عمومی و تغییر الگوی مصرف
هر واحد هزینه در پیشگیری، چندین واحد صرفهجویی در درمان ایجاد میکند.
وقتی امنیت غذایی خط مقدم سلامت ملی میشود
اگر امنیت غذایی و مدیریت تهدیدات زیستی بهعنوان یک اولویت راهبردی در بودجه و حکمرانی کشور قرار گیرد، بخش بزرگی از بیماریهای شایع که امروز هزینههای سنگینی را به وزارت بهداشت و دولت تحمیل کردهاند، بهطور طبیعی کاهش مییابند؛ زیرا غذای سالم، پایدار و عاری از آلودگی زیستی، ریشه بسیاری از بیماریهای قلبی، گوارشی، ایمنی و متابولیک را خشک میکند. در چنین شرایطی، مردم با افزایش سن نهتنها عمر طولانیتر، بلکه عمر سالمتری خواهند داشت و نیاز کمتری به درمانهای پرهزینه پیدا میکنند. نتیجه این رویکرد، یک بازی برد ـ برد است: خانوادهها سالمتر زندگی میکنند، دولت از فشار هزینههای درمان و واردات دارو رها میشود و منابع کشور بهجای درمان بیماری، صرف پیشگیری، توسعه و آیندهسازی میشود؛ جایی که سلامت مردم، خود به بزرگترین سرمایه ملی تبدیل میشود.
روش های اجرایی و مطالبه گری
برای اجرای عملی این پیشنهادها در بودجه سال آینده، لازم است دولت و مجلس بهصورت شفاف چند اقدام همزمان را پیش ببرند:
نخست، ایجاد ردیفهای بودجهای مشخص و غیرقابلانتقال برای امنیت غذایی، تولید واکسنهای پزشکی و دامی و مقابله با تهدیدات زیستی، بهگونهای که این اعتبارات در میانه سال به مصارف دیگر منحرف نشود.
دوم، تعریف احکام اجرایی الزامآور در قانون بودجه که دستگاهها را به مشارکت با بخش خصوصی، دانشگاهها و نهادهای مردمی موظف کند.
سوم، استقرار نظام گزارشدهی دورهای و عمومی از پیشرفت پروژهها. در کنار این اقدامات، مطالبهگری مؤثر باید از مسیرهای قانونی و اجتماعی پیگیری شود؛ از جمله ورود فعال اساتید دانشگاه، انجمنهای علمی، تشکلهای صنفی پزشکی و دامپزشکی، رسانهها و نهادهای مردمی برای رصد اجرای بودجه، مطالبه شفافیت، برگزاری نشستهای تخصصی و ارائه گزارشهای مستقل به افکار عمومی و نمایندگان مجلس. این ترکیبِ اصلاح ساختار بودجه و مطالبهگری آگاهانه، تضمین میکند که امنیت غذایی و زیستی از یک شعار سالانه به یک سیاست اجرایی پایدار تبدیل شود.
برای تهدیدات زیستی، اولویتها باید بهگونهای در سیاستگذاری و بودجهریزی تعیین شوند که پیشگیری، آمادگی و خوداتکایی جایگزین واکنشهای دیرهنگام و پرهزینه شود. مهمترین اولویتهای تهدیدات زیستی را میتوان در چند محور روشن و اجرایی خلاصه کرد:
*نخست، پیشگیری و رصد زودهنگام
اولویت اصلی، ایجاد و تقویت نظام پایش یکپارچه بیماریهای انسانی، دامی و گیاهی است. شناسایی زودهنگام عوامل بیماریزا، آلودگیهای زیستی و بیماریهای مشترک انسان و دام، هزینهها را بهطور چشمگیری کاهش میدهد و از تبدیل تهدید زیستی به بحران ملی جلوگیری میکند.
*دوم، خودکفایی در واکسن و داروهای راهبردی
تولید داخلی واکسنهای پزشکی و دامی و داروهای حیاتی باید در صدر اولویتها قرار گیرد. وابستگی به واردات در شرایط تحریم، کشور را آسیبپذیر میکند، در حالی که سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختهای تولید، امنیت زیستی و سلامت عمومی را همزمان تقویت میکند.
*سوم، ایمنی زنجیره غذا و نهادههای تولید
کنترل زیستی از مزرعه تا سفره، شامل نهادههای دامی، خوراک، آب، خاک و حملونقل غذایی، یکی از حیاتیترین اولویتها ست. آلودگی در هر حلقه از این زنجیره میتواند سلامت میلیونها نفر را تهدید کند.
*چهارم، تقویت سرمایه انسانی و فناوری بومی
آموزش نیروی متخصص، حمایت از پژوهشگران، شرکتهای دانشبنیان و مردمیسازی فناوری زیستی، نقش کلیدی در تابآوری کشور در برابر تهدیدات زیستی دارد.
*پنجم، حکمرانی فرادولتی و مشارکت اجتماعی
تهدیدات زیستی فقط مسئله دولت نیست. مشارکت مردم، تشکلهای تخصصی، دانشگاهها و بخش خصوصی در تصمیمسازی، اجرا و نظارت، یک اولویت بنیادین برای موفقیت سیاستهای زیستی است.
در نتیجه، اولویت تهدیدات زیستی یعنی حرکت از درمان پرهزینه به پیشگیری هوشمند، از وابستگی به خوداتکایی، و از مدیریت دولتی به حکمرانی مشارکتی؛ مسیری که هم سلامت مردم را حفظ میکند و هم امنیت و منافع ملی کشور را تضمین خواهد کرد.
نتیجه راهبردی؛ بودجه ۱۴۰۵ باید چه باشد؟
بودجه آینده باید:
امنیت غذایی را محور قرار دهد
تهدیدات زیستی را جدی بگیرد
فرادولتی و مشارکتی باشد
به جای واردات، تولید داخلی را تقویت کند
سلامت مردم و محیطزیست را سرمایه بداند، نه هزینه
اصلاح بودجه، اصلاح مسیر آینده کشور است. اگر امروز درست تصمیم بگیریم، فردا هزینه کمتری میپردازیم و ایران قویتری خواهیم داشت.



