یادداشت

عصرتکنو-تروئیکا

✍️دکتر سیدمهدی حسینی، دکتری علوم سیاسی

 

بیش از نیم قرن پیش برژنیسکی با رصد کردن شتاب تحول الکترونیک و مشاهده تأثیر دانش سایبرنیک بر مراودات جهانی، دهه 1970 را عصرتکنو-تروئیکا Technotronic Age نامید و خوش‌بینانه اعلام کرد این دوره:

«با راهنمایی روشنفکران جدید سازمان‌گرا وکاربرد اندیش، آغازگر یک اَبَرفرهنگ خواهد بود. (آرنت؛ خشونت،ص 147)»

اما در واپسین روزهای 2025 دشت بی‌فرهنگی و پرازدحام حاصل از دانش سایبر تبدیل به فضایی هواس‌‌پرت‌کن! و لالایی‌خوان و خواب‌آور برای کودک و نوجوان شده و بر آن خوش‌بینی خط بطلان کشیده و اگر در بر همین پاشنه بچرخد به سختی می‌توان چشم‌انداز روشنی برای تاریخ فردا ترسیم کرد.

پرواضح است که:

«هرکس در جامعه‌ای زاده می‌شود که قوانین آن از پیش وجود داشته است و نخستین علت اطاعت وی از این قانون‌ها آن است که راه دیگری برای وارد شدن در بازی بزرگ دنیا برای وی موجود نیست.»

اما ماشین دسیسه وب یا مولود و ثمرۀ وقوع انقلاب درحوزۀ فنی و تکنولوژی، از روی قوانین از پیش موجود به‌گونه‌ای عبور می‌کند که پس از آن دیگر:

«اجتماع سیاسی ازهم‌گسیخته است و نهادهای سیاسی قدرت چندانی ندارند و از ابهت و جان سختی بی‌بهره‌اند و در بسیاری از موارد در واقع حکومت‌ها نمی‌توانند حکومت کنند. (هانتینگتون، سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی،ص 7)»

خسارت محاسبه ناشدنی این ناتوانی در عرصه تعلیم و تعلُم و تربیت و تزکیه، نیاز به چاره‌اندیشی عاجل دارد.

دیجیتالیسم با آموزش شیوه‌های زیرپاگذاری قوانین از پیش موجود “مسیری هزارتو و محرمانه به دانش سایبرنتیک” گشوده و دارد امر والدگری و فرزندپروری را فاجعه‌بار می‌سازد و در لفافه باید گفت که تهدید و مخاطره انقطاع نسلی یکی از مهم‌ترین ابعاد این فاجعه است. …

به تعبیر آرنت: “انکارِ اصولیِ قواعد” به معنای خودداری از ورود به جامعه بشری است.

برای پیشگیری از چنین انکاری ملتی بزرک عزم خود را برای زندگی مطابق با خصال خویشتن جزم کرد و با تغییر سرشت؛ سرنوشتِ جامعه را از سَرنوشت! و با براندازی حکومت ناروای طاغوت موفق شد اراده خود را به تاریخ تحمیل کند.

اما به نظر می‌رسد منطق درونی این تحول عظیم سرشتی و سرنوشتی به درستی فهم نشده است. بویژه نقش اسلام سیاسی فقاهتی برای نسل جدید به درستی قابل درک نیست. یعنی همان راهنمای اخلاقی که در مبارزه  با”سیاستمداران فاسد، دلالانِ بی‌رحم مالی و رسانه‌های نوکرصفت”همواره پیشتاز بوده است.

پیامد اجتماعی درک ناصحیح از این سامانه فکری و جهت گیری و قوانین خدشه ناپذیر آن، بی‌تردید پدیدارشدن نوعی فساد و سواستفاده مالی و اختلال در روند معیشت و اختلاط مفاهیم حرام و حلال با خوانش شرع مقدس است.

چنان که مشهود است:

پس از جنگ دوازده روزه رژیم کودک کش صهیونی علیه ملت همواره سربلند ایران، آتش غم نانی تازه! نیز به جان بسیاری از اقشار مستضعف افتاد.

بنابر فتوای تاریخ :

هم‌کاسه شدن و اتحاد سیاستمداران فاسد و دلالال مالی”زندگی روزمره را برای بیشتر مردم غیرقابل تحمل می‌کند”

درنتیجه کاهش تاب‌آوری و ترکیب آن با “تنزل شرایط مادی زندگانی” جامعه و فرهنگ (جهان اجتماعی) به سوی بی‌اعتمادی عمیق به نهادهای سیاسی و مدیران اجرایی سوق داده می‌شود. …

اتفاقاً تجربه تنزل شرایط مادی زندگی و بی‌اعتمادی در جهان غرب در نیمه اول قرن بیستم و شیوه غلبه بر آن، مبنای نظری و تکاپوی برژنیسکی است.

او با تأکید برضرورت طلب راهنمایی از “روشنفکران سازمانگرا و کابرد اندیش” و نگاه به مشکلات از زاویه‌ دید متفاوت و تحلیل قدرت تکنولوژیک در سه‌گانه:

۱. امریکا

۲.اروپا

۳.شرق آسیا عمدتاً ژاپن

معتقد بود این سه اسب کِشنده ارابه قدرت اقتصادی و فناوری در دهه 70 مسیر سیاست جهان را تعیین‌ می‌کردند. …

اما امروز در واپسین روزهای 2025 دشت بی‌فرهنگی و پرازدحام حاصل از دانش سایبرکه تبدیل به فضایی هواس پرت کن! و لالایی خوان و خواب آور برای کودک و نوجوان شده است.

هر چند نقش روشنفکران جدید در این انحراف نیاز کاواندیشی و مجالی مناسب دارد اما اشاره  ریمون آرون درکتاب افیون روشنفکران، به کارویژه این دانش‌واژه صد البته پر ابهت، کوتاه و گویاست:

«یکی از ویژگی‌های اصلی روشنفکری تأکید بر آرمان‌های ترقی، آزادی و برابری به جای مذهب، قدرت و خانواده است. (بشیریه؛ جامعه شناسی سیاسی نقش نیروهای اجتماعی در زندگی سیاسی، ص248)»

خوشبختانه در این اواخر برژنیسکی مشاهده نمود که چگونه سرکنگبین صفرا فزوده و روغن بادام خشکی نموده! و بر آن خوشبینی خط بطلان کشیده است.

با چنبره انداختن مهندسین فراسیاسی برسازمانگرایی و کاربرد اندیشی در دره سیلیکون ابزار الکترونیک تبدیل به مسیر محرمانه‌ای به دانش جدید در عرصه الکترونیک و رهیافت و روشی فاجعه بار شده است.

اینک سبک زندگی ماهواره – موبایلی دل هر کودک و نوجوان را می رباید و امر “دانش پژوهیِ هدفمند” برای گل‌های خندان را به برهوت گمراهی و غفلت پرتاب می‌کند.

این اشاره از این رو حائز اهمیت است، بنابر یافته‌‌های “آدلر”:

«سبک زندگی در 4 یا 5  سالگی شکل می‌گیرد. کودکان غفلت شده در کنارآمدن با ضروریات زندگی احساس حقارت می‌کنند و به دیگران بی‌اعتماد و نسبت به آنها متخاصم هستند.

در نتیجه ممکن است سبک زندگی آنها انتقام‌جویی،  ناراحت شدن از موفقیت دیگران باشد. (شولتز؛ شخصیت، ص150)»…

در همین راستا اگر نگاهی دقیق  به دهه 1370 ه.ش نیز داشته می‌توانیم هشدارهای رهبری حکیم و فرزانه را بخوبی بشنویم که ماهیت و قدرت اینترنت را به درستی شناخت اما هرچه فریاد زد متأسفانه برخی از کارگزاران تاجر پیشه دولتی نشنیدند و حتی از خود “آن قدرت حقیقی” عبور کردند تا امروز والدین عزیز در مواردی شاهد تند بادهای عصبی فرزندان باشند و تاوان پر مخاطره ترین پیامد “خبط عظیم سرزیر برف کردن برخی از مدیران میانی” را بدهند.

ناتوانی در پیش‌بینی پیامد اجتماعی عبور ماشین دسیسه وب از روی قوانین از پیش موجود،  نه تنها باعث ایجاد اختلال در وظایف والدگری و فرایند فرزند پروری مبتنی بر رهیافت و روش “دین مَآبی” شده است بلکه آن رفتار کبک‌گونه، پنجره‌ای به روی بعضی آدم‌های سمّیِ یاوه گو باز کرد تا با زبان مشترک دیجیتال و به اشتراک‌گذاری رؤیا و امید و تخیل در آن سرزمین هرز! علیه اعتقادات و باورهای اصحاب سجاده و سُبحه تاخت و تاز کنند.

دوهدف عمده ی تهاجم عبارتند از:

  • اختلال درامر والدگری و فرزندپروری
  • تآثیرمعنا دار بر عزم زندگانی دین‌مدارانه

این اختلال زمینه ساز آشفتگی و “انحرافِ معیا ر” در رهیافت و روش تربیتیِ تَزکیه محور شد.

یک راهکار، شناخت دست‌آوردهای انقلاب دائمی در حوزۀ فنی و تکنولوژی و تشخیص بجا و به موقع آثار آن بر اندیشه و انگیزه نسل نوظهور است.

این شناخت می‌تواند سیاستگذاران را به اتخاذ تصمیماتی متناسب با مقتضیات این زمان هدایت کند، فقدان چنان شناختی در این روزهای پساجنگی علاوه بر افزودن غم نانی تازه بر برخی مشکلات حل نشده پیشین! فرصتی طلایی به جهان شبکه ای داده است تا هرکس جعبه رؤیاهای خود را می‌گشاید و کوله بار سرخوردگی‌هایش را بیرون می‌ریزد و علیه حکمرانی دینی الفاظی برنده تر از شمشیر بر زبان می‌آورد. …

با این وجود علی‌رغم فشار وارده از حقیقت آثار ویرانگر لجام گسیختگی قیمت‌ها و ماهیت شارلاتانیسم رسانه‌ای دیجیتال، اما پای جمع کثیری استدلالی در اصحاب سجاده و سُبحه و دردفعاع از قوانین از پیش موجود، پولادین و پرتمکین است. …

صدالبته که انتقاد شدید از یک نظام اقتصادی بی‌رحم که به قول آرنت ” ماشین واره کامپیوتریِ بازارهای مالیِ احتکاری را با آزار هرروزه جسم انسان؛ تغذیه می‌کند” امری پسندیده است.

اما معرکه‌گیری در هر گوشه‌ای از شبکه‌های اجتماعی که درآن دستی نامرئی بصورتی موذیانه نوعی نا‌امیدی را القا می‌کند بدور از اصل عدل و نَصَفَت است. بویژه وقتی که ماسک خیرخواهی به چهره زده و می‌گوید:

“اغلب کنش‌گران سیاسی در چارچوب ذهنی شان پاکدل و درست‌کارند، پس قطعاً مشکل از نظام است.”

ماهیت آن عجایب‌الموجود، هنوز ناشناخته مانده اما تأثیر القائات آن در شاکله رفتاری طبقه نوآیین و در کوچه و خیابان و مدرسه و دانشگاه پدیدار شده است.

طرفه اینکه:

هر چند تحلیل نتایج حاصله از رصد شتاب تحول الکترونیک و دانش سایبرنیک بر مراودات جهانی، در ردیاب برژنیسکی و موضوع عصرتکنو-تروئیکا و آغاز اَبَرفرهنگ، از دانشکده علوم سیاسی انتطار می‌رود، ولی انگار این انتظارِ بیجایی است. دریغ و درد که دانشکده علوم سیاسی صرفاً نظاره‌گر مظلومیت نظام است و بس! …

درهمین راستا بیان فهم لرزانی وجود دارد که اشاره به آن خالی از لطف نیست:

«در بسیاری موارد تکنولوژی مستقیماً به سوی فاجعه پیش می‌رود و علومی که به این نسل تدریس می شود قادر نیست عواقب مصیبت انگیز همان تکنولوژی را که خود بوجود آورده، خنثی کنند[آیا به راستی] دانشگاه با وابسته شدن به طرح‌های پژوهشی دولتی، نسبت به عامه مرتکبِ خیانت در امانت شده‌اند.»

و هزار نکته باریکتر ز مو در این بی‌حرکتی و سکوت و جزیره‌سانی، افزودن یک نخ به تاروپود چیزی است که بدرستی الگوی فاجعه خوانده شده است.

و این در حالی است که چنانکه “کاستلز” نگاشته:

“هرگاه ملتی عزم زندگی کند، سرنوشت ناگزیر است خواسته او را اجابت کند.”

(شبکه‌های خشم و امید، جنبش‌های اجتماعی در عصر اینترنت، ص۳۰)

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا