ضرورت سلامت روان بانوان در دوران جنگ

زهرا مولائی، خبرنگار صدای سما
وقتی صحبت از جنگ به میان میآید، اغلب تصاویر ویرانیهای فیزیکی، جبهههای نبرد و آمارهای اقتصادی به ذهن متبادر میشود. اما در پس این لایههای آشکار، بحرانی عمیقتر و ماندگارتر در جریان است: بحران سلامت روان.
در این میان، بانوان به عنوان ستونهای پنهان پایداری خانواده و جامعه، فشار روانی مضاعفی را متحمل میشوند. سلامت روان بانوان در دوران جنگ، نه یک موضوع حاشیهای، بلکه پیششرطی برای بقای نسلها و بازسازی جوامع پس از جنگ است.
بار سنگین مسئولیتهای چندگانه
در دوران درگیری، نقشهای سنتی بانوان ناگهان تغییر کرده یا گسترش مییابد. بسیاری از بانوان به تنهایی مسئولیت حفاظت از کودکان و سالمندان را بر عهده میگیرند، در حالی که همزمان باید با کمبود منابع اولیه مانند غذا، آب و دارو دست و پنجه نرم کنند. این «گوشبزنگیِ دائم» (Hyper-vigilance) برای حفظ بقای دیگران، منجر به فرسودگی روانی شدیدی میشود که اغلب فرصتی برای ابراز یا درمان پیدا نمیکند.
تروماهای خاص
از دست دادن همسر، فرزند یا برادر، شوکهای عاطفی جبرانناپذیری ایجاد میکند که در صورت عدم مداخله روانشناختی، به «سوگ پیچیده» و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مزمن تبدیل میشود.
سلامت روان مادر؛ کلید تابآوری کودکان
تحقیقات نشان میدهند که سلامت روان کودکان در مناطق جنگزده، به شدت با وضعیت روانی مادرانشان گره خورده است. مادری که تحت فشار روانی شدید، افسردگی یا اضطراب باشد، به سختی میتواند فضای امن عاطفی برای فرزندش ایجاد کند. بنابراین، حمایت روانی از بانوان در واقع سرمایهگذاری بر روی سلامت روان نسل بعدی است که قرار است ویرانههای جنگ را بازسازی کنند.
چالشهای دسترسی به خدمات در میانه آشوب
در زمان جنگ، سیستمهای بهداشتی به سمت درمان جراحات جسمی تغییر جهت میدهند و سلامت روان اولین حوزهای است که بودجه و توجه خود را از دست میدهد. همچنین، انگ اجتماعی (Stigma) در بسیاری از جوامع مانع از آن میشود که بانوان درباره رنجهای درونی خود صحبت کنند. آوارگی و زندگی در کمپها نیز با از بین بردن حریم خصوصی، استرسهای محیطی را دوچندان میکند.
استراتژیهای حمایتی: چه باید کرد؟
برای محافظت از سلامت روان بانوان در شرایط جنگی، اقدامات زیر حیاتی است:
– کمکهای اولیه روانشناختی (PFA): آموزش به نیروهای امدادی برای شناسایی و مدیریت اولیه بحرانهای روانی در کنار توزیع اقلام زیستی.
– توانمندسازی اقتصادی: فقر یکی از بزرگترین عوامل تشدید اضطراب است. برنامههای معیشتی کوچک میتواند با ایجاد حس کنترل بر زندگی، سلامت روان را بهبود بخشد.
– زدودن برچسبهای اجتماعی: آموزشهای عمومی برای درک اینکه رنج روانی در جنگ، نشانه ضعف نیست، بلکه واکنش طبیعی به یک موقعیت غیرطبیعی است.
نتیجهگیری
بانوان عاملان اصلی صلح و بازسازی هستند. جامعهای که سلامت روان بانوان خود را نادیده میگیرد، در واقع ریشههای ترمیم خود را میسوزاند. صلح واقعی زمانی آغاز میشود که زخمهای پنهان روحِ بانوان التیام یابد، زیرا تنها یک روح سالم میتواند خانهای ویران را دوباره آباد سازد.




