واحد سیاسی

هزینه آتش بس بیشتر از جنگ

✍️امیرحسین خدائی، پژوهشگر

 

در دنیای پرتلاطم امروز، صلح و آتش‌ بس به عنوان راه‌حل نهایی تلقی می‌شوند، اما تاریخ معاصر پر است از مثال‌هایی که نشان می‌دهند آتش‌بس نه پایان هزینه‌ها، بلکه آغاز مرحله‌ای پرمخاطره‌تر و گاه ویرانگرتر از خود جنگ است. این هزینه گزاف، زمانی پدیدار می‌شود که آتش‌بس نه بر پایه‌ی اقتدار، غرامت و انتقام، بلکه بر اساس سازش‌های زودهنگام و واگذاری امتیازات بنیادین صورت پذیرد.

مصادیق عینی هزینه آتش بس:
تجربه‌ی لیبی، سودان، غزه و لبنان نشان می‌دهد آتش‌بس‌های بدون اقتدار و غرامت، نه پایان جنگ بلکه آغاز فروپاشی‌اند. در لیبی، پس از سقوط قذافی، سازش‌های پی‌در‌پی میان جناح‌های رقیب کشور را به میدان نزاع دائمی، اقتصاد فلج و دولت‌های موازی تبدیل کرد.

سودان نیز با پذیرش آتش‌بس‌های شکننده و بی‌ریشه، راه تجزیه را پیمود و سودان جنوبی متولد شد؛ بهایی سنگین که هنوز مردم می‌پردازند. در غزه و لبنان، آتش‌بس‌هایی بدون مطالبه غرامت حقوقی و انتقام، دشمن را بی‌هزینه از جنگ خارج کرد تا بازهم دست به تجاوز، تخریب و تحمیل رنج‌های انسانی و اقتصادی بزند. غزه بارها قربانی آتش‌بس‌هایی شد که مقاومت را خاموش کردند، اما عطش تجاوز اسرائیل بیشتر شد. لبنان هم سکوتی تلخ را تجربه کرد که بدون غرامت، بدون تضمین امنیت و بدون بازدارندگی باقی ماند. این نمونه‌ها یادآورند که آتش‌بس بدون عدالت و اقتدار، تسلیم خاموشی است در برابر دشمنی متجاوز که هزینه‌ای نمی‌پردازد و تنها جسورتر می‌شود.

غرامت قانونی در جنگ‌ها
حقوق بین‌الملل، آغازگر جنگ را موظف به جبران خسارت‌های ناشی از تجاوز می‌داند. این مسئولیت شامل خسارت‌های مالی، انسانی، اجتماعی و معنوی است. با این حال، دشمنان ملت ایران پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و در جریان جنگ ۱۲ روزه، از پاسخگویی به جنایات و ویرانی‌ها سر باز زده‌اند. این تخطی از قواعد بین‌المللی، تهاجم را پاداش می‌دهد. مسئولان باید مطالبه غرامت و اجرای کامل مفاد قانونی را به یک خواست ملی تبدیل کنند.

آتش‌بس پروژه تجزیه ایران را تغذیه می‌کند
تجربیات تلخ جهانی زنگ خطری جدی برای امنیت ملی ماست؛ دشمنان ملت ایران سال‌هاست که پروژه‌ی تجزیه کشور را در دستور کار دارند و پذیرش هرگونه آتش‌بس یا سازشی که اقتدار ملی را خدشه‌دار کند، می‌تواند بستری برای عملیاتی شدن این طرح‌های شوم در آینده فراهم آورد. هرگونه عقب‌نشینی از مواضع اصولی، پذیرش فشارهای خارجی بدون پاسخ قاطع، و مماشات در برابر دشمنی که هدفی جز نابودی ما ندارد، نه تنها هزینه‌های امروز را افزایش می‌دهد، بلکه فرصت‌های آتی برای حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور را نیز از بین می‌برد.

انتقام؛ هزینه کمتر، بازدارندگی بیشتر!
تجربه‌ی جنگ ۱۲ روزه و مقاومت‌های پیروزمندانه نشان داده است که ایستادگی قاطع و ضربات متقابل، دشمن را وادار به عقب‌نشینی و پذیرش هزینه‌های سنگین‌تر می‌کند. تا زمانی که انتقام خون سردارانی چون حاج قاسم سلیمانی، سید حسن نصرالله، فرماندهان نظامی و رهبران مقاومت (اسماعیل هنیه در تهران)، دانشمندان شهید و همچنین انتقام ضربات وارد شده به زیرساخت‌های نظامی، تأسیسات حیاتی و اقتصاد کشور گرفته نشود، آتش‌بس معنایی جز تحمیل هزینه‌های بیشتر نخواهد داشت.

عدم بازخواست و بازدارندگی قاطع، صرفاً هزینه‌ی آتش‌بس را افزایش می‌دهد؛ زیرا دشمن جسورتر شده و پروژه‌های بلندمدت خود، از جمله تجزیه، را با جدیت بیشتری دنبال خواهد کرد. امنیت واقعی، نه با سازش‌های بی‌هزینه، بلکه با اقتدار و بالا رفتن هزینه ی جنگ برای دشمن، بازدارندگی و گرفتن انتقامِ حق، حاصل می‌شود. نه تنها برای ایران، بلکه برای جهان تشیع، انتقام ولی فقیه و امام قائد شهید و زعیم شیعیان جهان، نه تنها یک مسئله ملی، بلکه یک مسئله دینی و جهانی است.

این انتقام، نمادی از اقتدار و اتحاد می‌باشد که در برابر توطئه‌های دشمنان، چه در منطقه و چه در سطح جهانی، به عنوان یک بازدارنده قوی عمل می‌کند. هدف دشمنان ایران تجزیه، تجدید قوا و تصاحب منابع نفتی و طبیعی و به دنبال تضعیف این اقتدار هستند. اما تاریخ نشان داده است که هرگونه توطئه‌ای که با ایستادگی و مقاومت آحاد مردم مواجه شود، ناکام خواهد ماند.

نتیجه‌گیری
در یک جهانی که استراتژی‌های دشمنان به سمت تجزیه و تسلط می‌رود، ایران نمی‌تواند به سادگی در برابر فشارها سکوت کند. آتش‌بس بدون قدرت و غرامت، به معنای تسلیم است. اما اقتدار و انتقام، چه در سطح ملی و چه در سطح جهانی، همیشه مسیری به سمت صلح واقعی و پایدار بوده است. این اقتدار، نه تنها برای ایران، بلکه برای تمامی ملت‌هایی که به دنبال حفظ استقلال و تمامیت ارضی خود هستند، باید توسط تریبون داران اثرگذار و رسانه‌های موثر الگو و گفتمان عمومی شود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا