مناقشه و پایان دموکراسیِ دروغین

دکتر سیدمهدی حسینی، دکتری علوم سیاسی
بنابر نقل راویان اخبار و ناقلان آثار، از مهمترین کارویژههای تمثیل در انتقال معنا و مفهوم؛ کوتاه کردن راه استدلال در مسائل سیاسی-اقتصادی است.
بنابراین سیاستپژوهان برای تبیین و ضرورت به سامانسازی اقتصادی که از تعادل خارج شده و با هدف ارائه راهکار برای پیشگیری از “تجربه در فقر زیستن” تمثیل “نشانه کودک بیمار را ” از صرافان سَرِ بازار معانی در بخش خانواده درمانی وام گرفتهاند:
برخی نشانهها در واقع «حکم تنظیمکننده نظام خانواده را پیدا میکنند. کودک مریض، با منحرف کردن توجه خانواده از اختلافات بنیادیتری که “حل و فصل آنها راحت نیست” نقش خنثی کننده اختلاف را بازی میکند. (گلدرینگ، گلدرینگ، خانواده درمانی، ص۴۷۹)»
صدالبته که بگومگو و مناقشه قسمتی جدانشدنی از زندگی است. مناقشه (کشمکش conflict) زمانی روی میدهد که فردی احساس کند فرد دیگری در راه سیدن او به نیازهای مهم زندگی مانع ایجاد میکند. اساساً اصطکاک عقاید به شرطی که به سمت وسوی خشونت نرود یکی از شروط رشد اجتماعی است.
اقتصاد نامتعادل و نابسامان کسب وکار علاوه بر تأثیر معنادار برخانواده و بقای نسل؛ میتواند مناقشه را نیز به خشونت تبدیل کند. دقیقاً به همین دلیل در فرایند تحلیل جامعه شناختی ِمسائل اجتماعی امروز باید به ضرورت خاتمهدادن به مناقشه حیدری–نعمتی/ سیاسی-جناحی و آگاهی از پایان دموکراسی دروغین تأکید داشت.
اینک:
آموزههای “کلیسای منحط گوگل” به هیچ روی مبتنی بر فضایل مسیحیِ ایمان، امید و نیکوکاری نیست بلکه بر پایه رؤیای شیطانی و سرخوردگی و ترس و بدبینی است.
بنابراین نشاندادن تمایز بنیادین میان جهانبینی دینی با خوانش ادیان ابراهیمی(ع) با ایدئولوژیِ کامپیوتری مبتنی برآموزههای کلیسای گوگل میتواند بخشی از نسل جدید را به رونق کسب وکار و آینده درخشانتر امیدوار سازد.
علیالخصوص خروج قطارکسب و کار و درآمد مبتنی بر رهیافت وروش دینمحورانه از ریل و بههمخوردن تعادل آن، اگر بدلیل تساهل یا عارضه رها کردن آموزههای مذهب باشد، در اوضاع و احوال آشفته عصر دیجیتال میتواند نسل جدید را به تله کلیسای گوگل بیاندازد! چرا که ذهن پویای او پر از سوالاتی است که موتورهای جستجو برای آن سوالات پاسخهای دلبخواهانه کیسای گوگل را پیشنهاد میدهند.
یعنی «میوهای که با هزینه گزاف از درخت دانش به چنگ آمده [و در حال نابودیِ] معصومیت ماورایی است. (کار؛ اینترنت با مغز ما چه میکند؟ ص 163)»
با آغاز ربع دوم از قرن 21 و تحول پرشتاب دیجیتال، توضیح اینکه:
«چگونه دموکراسی خود را به تباهی میکشد و قرن دموکراسی به پایان رسیده! »
و تبیین علمی صلاحیتهای گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی راهکار زود بازده است و میتواند مانع از رمیدن درخت پیچک ایوان ما، از ما و آغوش کشیدن او به سوی درختان دور دست شود.
البته اگر ترفند پیچیده و جدید خصم بدسگال در پرواز قیمتها و:
“دلاریزاسیونِ رزقِ قشر مستضعف”
و شِبه بحران ویرانگر تغذیه و پوشش و سرپناه بگذارد!
چنان مشهود است، مکر ِجدیدِ “بنگاه مغزشوییِ دیکتاتور- دیجی” این است که در اندیشه و انگیزه بخش قابل توجهی از نسل نوظهور نسبت به رهیافت و روش اقتصاد اسلامی مار تردید بخزاند.
تکنیک – دیجی زندگی مواج در شهر فرنگ و مهد دموکراسی دروغین را در قصّههایی با طبیعتی چنان واقعی نشان میدهد که عقل حیران و فهم ناتوان شود:
آدمی زاده اگر درطرب نه آید نه عجب
سرو در باغ به رقص آمده و بید و چنار
برای باورپذیرسازی تصاویر تیراژه و رنگینکمانی که « زندهتر از خود زندگی بیان و نمایان میشود!»
از 1940 تا کنون بی وقفه مطالعه، هزینه وکار عمیق شده است:
یک دهه بعد مارتین هایدگر پس از مشاهده این جدیَّت و هزینه گفت:
«موج بالارونده انقلاب فناوری میتواند چنان برای انسان، جذاب، فریبا، خیرهکننده و اغواگر باشد که تفکر حسابگرانه، روزی تنها روشِ تفکر، پذیرفته و اعمال شود.»
حال که چنین شده است، سیاستپژوهان درربع اول از قرن جاری شیوه بهرهوری دولت الکترونیک از نوآوری فنیِ امر دیجیتال و چشمانداز آینده قدرتِ سیاسی و اقتصادی، کارویژه غول تکنیک – دیجی را اغلب با خوانش” جوزف نای از آینده قدرت” ارزیابی میکردند.
قدرت نرم در دنیای مدرن زیر چتر قدرت بسیار مهم و تعیین کننده نظامی، به تأثیرگذاری برپایه:
«قدرت هوشمند/ ترکیبی استراتژیک از قدرت سخت و نرم» در دره سلیکون روی آورده و از موبایل – ماهواره کوتولهای ساخته است که قادراست کار غول! کند.
اینکه چرا و چگونه این قدرت آفریده شده و قدرت سنتیِ دولت را به چالش طلبید، یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر و عاملی بسیار مؤثر در خروج اقتصاد از ریل شود.
به موازات مطالعات برای آفرینش این عجایبالموجود و غرایبالمخلوق در اوایل دهه 1940 آغاز کرد، در جامعه ایران 1320 نیز:
«هیاهو و هلهله مردمی که در مسیر ملوکانه صف بسته و برای شاهزاده نوخاسته کف میزدند!
و بساط سور و سات و ترقُّص و سایر تعُّیشات لا اُبالیگرایانه و گستردهشدن و زمینساز اختلافاتی بنیادی شد که “حل و فصل آنها بدون تکیه بر آموزههای دینی مناقشه برانگیز خواهد شد.
دورهای که در آن شاه کانالهای رسیدن به ثروت را تحت کنترل خود داشت، فرایندی که از طریق و سوسه و اغواگری، در سیاست ایران نتایج بسیار مخربی ایجاد کرد.
چنان که “ماروین زونیس” خاطر نشان ساخته است:
«در ایران اولین کسی که حقوق مردم را نقض میکند خود دولت است و توطئه و فساد، مادر تمام بدیها، دو عامل دائمی ملازم زندگی مردم بوده است. هردو از ناامنی حاکم ریشه گرفته و هردو به آن ناامنی دامن زدهاند و حل این مشکلات حکم معما پیدا کرده است. (روانشناسی نخبگان سیاسی ایران، ص۳۵۳)»
ملت بزرگ ایران مشکلات خویش را به یک “پیرِ مغان” که نام بلند او پرچم است عرضه کردند. آن سفرکرده که شخصیت بی نظیرش پهلو به اسطورهها میزد به تأیید نظر حل معما کرد و با بنیانگذاری جمهوری اسلامی ایران به طور کلی از نفوذ فاسدکننده ماتریالیسم غربی و به طور خاص از نفوذ شیطان بزرگ، آمریکا، دور ماند هیوود؛ سیاست،ص۱۷۵)»
اینک آن شیطان مکار با سرعت نور به سوی گردآوری سایههای ظلمتی فراگیر حرکت میکند و وظایف خود را در حفظ جان و مال مردم “در خارج از آمریکا” به اصطلاح صاحبان غریزه طنز: تمام و کمال انجام میدهد!
در رابطه با جامعه و فرهنگ (جهان اجتماعی) در قلمرو زرخیز ایران نیز دقیقاً از همان صبح درخشان ۲۲ بهمن ماه ۵۷ دست بکار توطئه و فساد شد و در تماشاخانه شیطانی دیجیتالیسم این روند، تمام و کمال و پرشتاب ادامه دارد.
ولی جوانان فهیم و باهوش و فرهیخته و با فراست ایرانی این بار نیز نقشهها و امیدهای فریبآمیزِ شارلاتانیسم رسانه بویژه رؤیای شازده پسرِ بیفرهنگ برای تسلی رنج تازه گرانی و غم نان! را نقش برآب خواهند ساخت.
البته ناگفته پیداست که« تکنولوژی همچون رژیم قدرتمندی از معقولسازیِ مفروضات؛ خود را درسکوت تحمیل میکند.»
بههمیندلیل باید شکلی از اندیشه پرورانده شود که همزمان هم نسبت به گرایش به سلطه تکنولوژیکی”انتقادی” باشد و هم برای بخش نا اندیشیده مانده پیامدهای محصول دره سلیکون یعنی موبایل – ماهواره چارهاندیشی شود. درغیراینصوت در این روزهای پساجنگی و وخامت اوضاع معیشتیِ قشر مستضعف «شعار مرگ بر سیاست طرفداران بسیاری پیدا خواهد کرد..» انتظاری بجا از دانشکده علوم سیاسی این است که با سند و مدرک اعلام کند:
حکومت مبتنی بر «کلمه مبهمِ یونانی دموس(مردم) و کراسیا( قدرت) « کنترل حکومت را از متخصصان و خبرگان [میگیرد و] به عوام فریبان تسلیم میکند. (مک لین؛ فرهنگ علوم سیاسی،ص 259)» حتی افلاطون و ارسطو را به ابراز تأسف وا داشته:
«ارسطو، پدر علم سیاست، دموکراسی را به عنوان شکل فاسد و گمراه حکومت، محکوم کرد، و معلم او افلاطون؛ آن را حکمرانی جهالت نامید.»
به هر حال، این معما و شیوه عوام فریبی « از زمانی که به یاد نمیآید در جامعه بشری رواج یافته» و برخی از ناشایستگیهای آن عبارتند از:
«هزینه زیاد، آموزش دروغین، سوء استفاده از اصل برابری، بیهوده بودن سخن از حکومت اکثری، و…؛ عوام فریبانِ زیرک، با تحریف و غلو و کلامی زیبا، اما اغلب بی معنی و واهی؛ مردم را به دادن رأی مثبت و منفی به این و آن، فرا می خوانند و آنها را اغفال میکنند.»
اما همه ماجرا این نیست، چراکه «داوطلبان بسیارند و برگزیدگان اندک!»
نتیجهگیری:
تداوم دعوای حیدی – نعمتی و ناشناخته ماندن ماهیت دموکراسی دروغین؛ میتواند سایه تیره آموزههای ایدئولوژی کامپیوتر را بر رهیات و روش زندگانی مبتنی برجهان یعنی دینی بگستراند؛ آنگاه دیجیتالیسم:
«کنترل حکومت را از متخصصان و خبرگان میگیرند و به عوام فریبان تسلیم میکنند.»
تمثیلهایی چون کودک بیمار و زیست فقیرانه و تنظیم نظام خانواده و اقتصاد نامعادل و ناسامانی کسب و کار و … اهمیت چارهاندیشی عاجل را بیش از پیش نمایان میسازند. در همینراستا سیاستشناسان کهنه کار، مفهوم آشتی ملی را برای عبور از چنین شرایط بغرنجی وارد ادبیات سیاسی ساختهاند.
بهراستی:
با این فرمول سیاسی میتوان رؤیای شیطانی خصم بداندیش را باطل ساخت.




