طاعون اغتشاش

دکتر سیدمهدی حسینی، دکتری علوم سیاسی
اینکه بخشی از نسل جدید از رهگذر موتورهای جستجو و دانش سایبرنتیک به مقتضای سن و سال، رفتاری ناسنجیده داشته باشد ومتأسفانه کف خیابان را برای بیان مطالبات خود انتخاب کند چندان عجیب نیست؛ آنچه که شگفتیآور و نگرانکننده است، ندانمکاری برخی کارگزارن تاجرپیشه دولتی از یک سو و پیامد تحول دیجیتال و کارویژه تکانههای الکترونیک از سوی دیگر است که هر از چندگاهی جامعهایران عزیز را به وادی اغتشاش و آشوب پرتاب و خطر بروز جنگ شهری را نزدیک میسازد.
اساساً قرن بیست و یکم قرن منازعه بُنفکنِ قدرت مدرن با قدرت سنتی در جوامع در حال گذار توصیف میشود و در این مبارزه بیش از هر چیز امر موسوم به “زیستِ شریفانه” با بحران معنا روبرو خواهد شد. در همین راستا «اگر شورشگری بتواند فلسفهای بیابد، فلسفه جهالتِ حساب شده و مخاطره طلبی خواهد بود.»
بنابراین شعله وری آتش زیرخاکستر و شیوع چندباره طاعون اغتشاش و پرتاب جامعه به ورطه بحران ادواریِ نو! نیاز به کاو اندیشی پدیدار شناسانه دارد.
در همین راستا وام گرفتن استعاره طاعون از ” آلبر کامو” که با رمانی رمزآمیز به همین نام برنده جایزه نوبل در ادبیات شد و نقل قولی از او میتواند وافی مقصود باشد: «در درون چنین هیاهویی، خشونت سازمانیافته یا سکوتِ تحمیل شده و محاسبهگری یا دروغگویی پی در پی به قاعدهای اجتناب ناپذیر تبدیل میشوند.»
به طورکلی فهم هرپدیده پیچیده اجتماعی بدون درک مکانیسم روانی پنهان در کُنه آن امکانپذیر نیست. گستردگی ایجاد آشوب و کشتاری بیسابقه و تحمیل هزینههای نجومی! نشان از نتیجه موفق آزمون چندباره “مکر تلقین، از رهگذر صفحه صافِ وِبِی” و رخنه در تمام جنبهها و شئون زندگی داشت و همین امر خصم بدسگال را به طمع انداخت.
تعلل در چارهجویی، حیلهگران را به موج سواری بر روی پیامد اجتماعیِ” آشنایی ناکافیِ” نسل نوظهور با کُنه واقعیت و ماهیت امر دیجیتال و شارلاتانیسم رسانهای، امیدوار میکند.
این امید واهی موجب ایجاد گسست عمیق بین قدرت و کاربرد آموزههای حکمرانی دینی، میشود. چنان گسستی با هیچ موعظهای ترمیم نخواهد شد.
ضمن اینکه توقف در تعطیلات تاریخ، از سوی متولیان امر تربیت و تزکیه و تعلیم و تعلم نیز به هیچ روی قابل توجیه نیست! یک راهکار شناساندن چهره ژانوسی امر دیجیتال به نسل جدید است. بنابر افسانه یونان باستانی تصویر ژانوس، پادشاه اسطورهای به دلیل توانایی گذشته بینی و آینده نگریِ روشن بینانه، بر روی سکه پول رایج روم حک شده بود. آن شخصیت با دوچهره که یکی به پیشِ رو مینگرد و دیگری به پشت سر؛ در ادبیات سیاسیِ کنونی کارویژه دیجیتالیسم را نشان میدهد.
نیازی به گفتن نیست که دستآورد امر دیجیتال و چهره روشن و درخشان آن دارای منافع غیرقابل شمارش است و کار عمیق مهندسان فراسیاسی حداقل از 1940 تاکنون دست مریزاد دارد اما بنابر نقلی مشهور؛ چهره تاریک دیجیتالیسم به سان گربهای است که موش را میگیرد و میخورد، اما متأسفانه تظاهر میکند که این کار را برای خیر و صلاح موش انجام داده، و حتی در مورد برابری همه وحوش نظریهپردازی میکند، بدتر ازهمه اینکه به درگاه خداوند همه حیوانات، نیز نیایش میکند.
از رهگذر فهم لزره حاصل از طاعون اغتشاش دیجیتال بنیان، خطوط گُسلی که با ورود اینترنت در1372 به ایران، بین اندیشه و انگیزه طبقه نوآیین با آرمانهای والدینی و فرامین حکمرانی دینی به تدریج پدیدار شده بود، پررنگتر مشاهده میشود.
یکی از عوامل اصلی تأثیر معنیدار گرانیِ هراسانگیز است که وضع را پیچیدهتر خواهد ساخت، به طوری که ممکن است در آینده قابل پیشبینی «فریاد ستمدیدگان و محرومان با صدای پای “دولتمندان” خشمگینی که میخواهند از جامعه فقرا دور شوند در هم آمیزد.»
واقعیت تأسف بار این است که در دوره پساجنگی، ایضاً اغتشاش اخیر، گره زندگانی اقشار محروم محکمتر شده است. اینک انگار اقلیتی ممتاز خوشهچین آن هجوم و این آشوباند و روح و فکر قشر مستضعف را بین دو تیغه این قیچی قرار دادهاند.
«نابرابری تضادهای بسیار عمیقی را دامن میزند. در این مرحله پیشرفت علم، اندیشه، فرهنگ، … ممکن نمیشود.»
تأثیر اثیری تداوم این وضع بر زیست شرافتمندانه، برای تاریخ فردا، انفجارآمیز و فاجعه بار است.
پس از موفقیت شارلاتانیسم رسانهای در تعیین جهت عقربه افکار بخشی از نسل نوظهور و پدیداری شهر آشوب!
و جولان جاهلان آداب و ادب شکن، دیگر با اطمینان میتوان گفت که از 2026 به بعد درک عمیق و فهم روشنتر از معانی رخدادها و رویدادهای اجتماعی و پیامد آنها صرفاً از راه رسانه حاصل میشود و سایر منابع به حاشیه خواهند رفت.
«وسایل ارتباط جمعی به همان اندازه دارای کارکردهای مهم اجتماعی هستند که مدرسه.
این وسایل درعینحال که باعث نشر اطلاعات میگردد موجب استاندارد شدن آنها نیز میشود. وسایل ارتباط جمعی موجب به وجود مدن تجارب جدید و مختلف و افزایش تحرک اجتماعی و در نهایت موجب یگانگی عاطفی و مشارکت سیاسی میگردند.»
علی رغم مهارت شگفت انگیز نسل نوظهور در بهرهوری از اینترنت، اما اغتشاش دوره نو! نشان داد که ناشناخته ماندن ماهیت و چهره ژانوسی امر دیجیتال بسیار پرمخاطره شده است. همواره «آموزش به عنوان عاملی پر قدرت و مطمئن در دگرگونیهای فرهنگی و روانی تلقی میگردد» با ورود اینترنت به ایران در 1372 و غفلت از آموزش تأثیرات فرهنگی و ناشناخته ماندن ماهیت آن در تمام اغتشاشات در سالهای اخیر به وضوح نمایان شد.
تجلی جاهلیت مدرن دراین اغتشاش، شکل جدیدی از”قساوت گرگهای آدمنما علیه انسان نو” را در ماه ژانویه سال نو میلادی که اتفاقاً نام خود را از ژانوس گرفته، پدیدار کرد. همچنین خشونتی عجیب غریبتر که به گفت نیاید! …
مجموع این شاکله رفتاری و شیوه خشونت جدید بویژه “جسارت به حریم قدسی اهل بیت عصمت و طهارت (ع) در شهر دزفول” یعنی پایتخت مقاومت ایران، ایجاب میکند تا سازمانهای فرهنگی جهانی چون “یونسکو” دست از صرفاً نظارهکردن و بردارند. بجاست ” اَحدی از کهنه نکاران عرصه سیاست فرهنگی” به جهان نهیب بزند:
«مادامی که تمدنی بر اساس مواهبی که طبیعت و تاریخ به او سپرده است در در حق دیگران به اهمال فشار سیاسی، فکری و اخلاقی توسل شود، به صلح برای بشریت امید نمیتوان بست: نفی ویژگیهای فرهنگی هر قومی در حکم نفی شأن و حیثیت آن است.»
ظاهراً دانش الکترونیک صاحبان و پیشتازان این قدرت را بناحق و بدلایل قابل بحث، به غصب جایگاه سروری جهان موفق ساخته است.
در اوایل قرن بیستم برخی صاجب نظران معتقد بودند که عواملی چون “وسایل ارتباطی و جمعیت وصنعت “عناصر تعیین کننده قدرت محسوب میگردند، اما با تدوام نبرد مغزها و اختراعی چون «جنگِ خِرد – پایه / نرم – کشتار» بارانی از اندیشههای جدید بارش آغاز کرد تا از رهگذر “تکنولوژی بسیار ریز”عجیبترین رؤیاهای خیال پردازان را تحقق بخشد. …
نتیجهگیری:
وصف شیوایی که “جللال آل احمد” ازکتاب طاعون آلبرکامو داده است میتواند به درک بهتری از ماهیت طاعون اغشتاش کمک کند:
«طاعون داستان شهری در شمال افریقا؛ که معلوم نیست که چرا و از کجا طاعون در آن رخنه میکند. مردم میگیرند و میمیمرند …
شهربندان میکنند و در درون حصار طاعون زده؛ هریک از اهالی شهر برای خود تکاپویی دارد: یکی در جستجوی مفرّی است؛ یکی در جستجوی مخدرات است؛ یکی هم دنبال بازار آشفته میگردد. در چنان شهری گذشته از سلطه مرگ و کوشش نومیدانه بشری برای فرار از آن و غمی که همچو غباری در فضا است، آنچه بیش از همه به چشم میآید این است که حضور طاعون – این عفریت بوار- فقط ضربان گام هرکس را در راهی که پیش از آن میرفته سریعترکرده است. اگر به حق بوده یا نا به حق اگر اخلاقی بوده یا ضدّ اخلاق – حضور طاعون هیچکس را از راهی که تاکنون میرفته باز نداشته که هیچ – او را در همان راه به دور افکنده است. طاعون از نظر آلبر کامو ماشینیسم است. این کشنده زیباییها و شعر و بشریّت و آسمان. (غربزدگی، صفحه، 186)»
به راستی که این فراگرد باید وجدان انسان نو را به لرزه در آورد. هرچند واقعیات اجتماعی به برادههای آهن میمانند که شکلی را که فشار آهنربا در زیر صفحه فلزی به آنها تحمیل میکند، به خود میگیرند” ولی آنچه را که روح و فکر در نیابد با اهرم و پیچ و مهره کشف نمیشود و گرهای را که با دست باز میشود نباید به سمت دندان برد.



